ثانيه ها

روزها بلند تر مي شوند ، روزهاي بلند را دوست دارم و تابش آفتاب را ، گاهي تكه ابري تنها از بالاي سرم مي گذرد مي ايستد و منتظر پيوستن تكه ابري ديگر مي ماند تا باران ببارد ، فكر مي كنم زمان معياري بي معناست وقتي منتظر كسي يا چيزي نباشيم ، گذر ثانيه ها بي معنيست وقتي همراه تپيدن قلبي نباشد ، ساعتها ، روزها ، ماه ها و فصل ها ، تمام بهارها و تابستانها خالي از معنا مي شوند … بدون انتظار زمان تنها عددي گنگ و بي مفهوم است …زمان همان شوق رسيدن از سر ثانيه هاست كه به انتظار مي گذرند

20140501-211736.jpg

Advertisements

About this entry