سیاره سرخ

نزدیک صبح گاه است ، هوا هنوز گرم است …بهتر است بگویم هوا داغ است ، هیچ کلمه ای وصف گرمای این تابستان را نمی کند ، هنوز هم روزی یک ساعت پیاده روی می کنم ، وقت پیاده روی ها گاهی گرما آنقدر زیاد می شود که احساس می کنم دارم مثل شمع آب می شوم ، آنوقت مثل اینکه همه چیز در مغزم به هم می ریزد ، حتی ادراک بینایی ام هم دستخوش تغییر می شود ، انگارکه در بیابانهای سرخ سیاره مریخ دارم راه می روم ، همه رنگ ها تند می شود ، مثل فضانوردی می شوم که انگار از سفینه اش دور افتاده است ، تنها مانده در میان موج بی پایان شنزاری سرخ  و داغ، گم می شوم ،فراموش می کنم حتی نامم را ، همینطور بی هدف گام بر میدارم …اولین شیر آبی که می بینم سرم را می برم زیرش ، همه چیز عادی می شود و من دیگر در مریخ نیستم ! همان مسیر همیشگی را طی می کنم …بله …باز در سیاره زمین هستم !

روزها گذشته ، گذشته اند و باید بگویم که روزهای شلوغی داشتم ، آکنده از کارهایی که می بایست تمام می کردم ، مشغول کشتی گرفتن بودم با لحظات ، حالا وصف کردن روزهایی که توام بود با بی حوصلگی ها خودش حوصله ای می خواهد که ندارم ، اگر هم داشته باشم ترجیح می دهم صرف چیزهای بهتری بکنم تا نوشتن از چند خروار کارهای بی سروته !

یک ماهی می شود که سیگار را ترک کرده ام ، راستش را بخواهیید دیگر کشیدنش لذتی نداشت و تبدیل شده بود به یک عادت بدبو و بی سروته ! حالا آدامس می جوم ! فکر کنم عادت شیکی نیست ! اما خب نفعی هم نداشته باشد بی ضرر است ! اشتهایم صد چندان شده است و برای کنترل وزن کذایی مدام ورزش می کنم ، یکجوری معتاد شده ام به دویدن ! حالا خوب یا بد نمی دانم ؟؟!!! اما  هرچه هست احساس خوبی دارم

حالا خانم ناشناس هم برایم کامنت می گذارد ، آنقدر جنس نوشته هایش برایم آشنا و خوش بو هست که بعد از خواندن چند تای آنها می فهمم که دلمان برای هم تنگ شده است ، این دلتنگی هم احساس عجیبیست ، همزمان حس می کنی که هم قلبت از تپش ایستاده و هم دارد از شدت تپیدن از جا در می آید ، یک حس متضاد است این دلتنگی … برای او نگاهی می فرستم و بوی  عطر خاطراتمان را …

این آهنگ را چند روزی است که گوش می کنم ، کاریست از   Evanescence برای آشنایی با گروه روی نامش کلیک کنید، برای دانلود آهنگ اینجا را کلیک کنید .

.

.

Away From Me
دور از من

I hold my breath as this life starts to take its toll
نفسم را نگه ميدارم تا هنگاميكه اين زندگي جانم را از من بگيرد
I hide behind a smile as this perfect plan unfolds
پشت لبخند ها پنهان مي شوم تا هنگاميكه اين نقشه بينقص فاش شود
But oh, God, I feel I’ve been lied to Lost all faith in the things I have achieved
اما آه ، خدايا ، من احساس مي كنم تمام ايمان خود را براي دست يافتن به اين چيزها از دست داده ام
And I
و من
I’ve woken now to find myself
از خواب بيدار شده ام تا خودم را پيدا كنم
In the shadows of all I have created
در تمام تاريكي هايي كه درست كرده ام
I’m longing to be lost in you
آرزو ميكنم در وجودت ناپديد شم
(away from this place I have made)
دور از اين جايي كه ساخته ام
Won’t you take me away from me
نمي خواهي مرا از خودم دور كني؟
Crawling through this world as disease flows through my veins
روي اين كره خاكي زندگي ميكنم تا هنگامي كه وجودم از گناهان پاك شود
I look into myself, but my own heart has been changed
به خودم مي نگرم ، اما وجودم تغيير كرده
I can’t go on like this
نمي توانم در اين وضعيت ادامه دهم
I loathe all I’ve become
از اين چيزي كه هستم نفرت دارم
Lost in a dying world I reach for something more
در دنياي فاني گم شده ام ، بدنبال چيز بيشتري هستم
I have grown so weary of this lie I live
از اينكه در اين دنياي دروغ هستم بيزار شده ام
I’ve woken now to find myself
از خواب بيدار شده ام تا خودم را پيدا كنم
In the shadows of all I have created
در تمام تاريكي هايي كه درست كرده ام
I’m lost in shadows of my own
در گناهانم گم شده ام
I’m longing to be lost in you
آرزو ميكنم در وجودت ناپديد شم
Away from me
دور از من


Away From Me

دور از من

I hold my breath as this life starts to take its toll

نفسم را نگه ميدارم تا هنگاميكه اين زندگي جانم را از من بگيرد
I hide behind a smile as this perfect plan unfolds

پشت لبخند ها پنهان مي شوم تا هنگاميكه اين نقشه بينقص فاش شود

But oh, God, I feel I’ve been lied to Lost all faith in the things I have achieved

اما آه ، خدايا ، من احساس مي كنم تمام ايمان خود را براي دست يافتن به اين چيزها از دست داده ام
And I
و من
I’ve woken now to find myself

از خواب بيدار شده ام تا خودم را پيدا كنم
In the shadows of all I have created

در تمام تاريكي هايي كه درست كرده ام
I’m longing to be lost in you

آرزو ميكنم در وجودت ناپديد شم

(away from this place I have made)

دور از اين جايي كه ساخته ام
Won’t you take me away from me

نمي خواهي مرا از خودم دور كني؟
Crawling through this world as disease flows through my veins

روي اين كره خاكي زندگي ميكنم تا هنگامي كه وجودم از گناهان پاك شود
I look into myself, but my own heart has been changed

به خودم مي نگرم ، اما وجودم تغيير كرده
I can’t go on like this

نمي توانم در اين وضعيت ادامه دهم

I loathe all I’ve become

از اين چيزي كه هستم نفرت دارم

Lost in a dying world I reach for something more

در دنياي فاني گم شده ام ، بدنبال چيز بيشتري هستم
I have grown so weary of this lie I live
از اينكه در اين دنياي دروغ هستم بيزار شده ام
I’ve woken now to find myself

از خواب بيدار شده ام تا خودم را پيدا كنم
In the shadows of all I have created

در تمام تاريكي هايي كه درست كرده ام
I’m lost in shadows of my own

در گناهانم گم شده ام
I’m longing to be lost in you

آرزو ميكنم در وجودت ناپديد شم

Away from me

دور از من

ali dragon آنلاین نیست.

پاسخ با نقل قول

Advertisements

About this entry