یک روز بد !

پنج سالی می شود که پوشیدن لباسهای رسمی بخصوص کت و شلوار برایم عذابی شده است  ، تا قبل از آن همیشه عادت داشتم که در همه جا بخصوص در محل کار لباس کاملا» رسمی بپوشم اما هیچ وقت دقیقا» نفهمیدم که چرا پنج سال پیش تا این اندازه تغییر رفتاری دادم ؟! حالا در مهمانی های رسمی هم  لباس رسمی نمی پوشم (اغلب دعوت هم نمی شوم !)، به نظرم مخترعین شلوار جین و تی شرت های بدون یقه، نابغه های عزیزی بوده اند که نوع بشر را از مصیبت  لباسهای رسمی ناراحت و دست و پاگیر خلاص کرده اند .اگر ارزش کارشان از اختراعات ادیسون بیشتر نباشد مسلما» کمتر نیست .

امروز در نوع خودش روز کسل کننده ای بود ، افشار سه قرار ملاقات کاری  پی در پی گذاشته بود و بازبان بی زبانی به من حالی کرد که بهتر است کت و شلوار بپوشم ، صبح رفتم سراغ کمد لباسها ، خوشبختانه تمام کت و شلوارها به نحو بدیعی تر و تمیز باقی مانده بودند ، انتخاب کار ساده ای بود ، یک شلوار مشکی ، یک کت دودی ، البته یک پیراهن مردانه سرمه ای  و یک جفت کفش مشکی ، وقتی لباس می پوشیدم احساس احمقانه ای بهم دست داد همیشه فکر می کنم که شلوارهای پارچه ای به نحو مضحکی گشاد دوخته می شوند و بیشتر حس می کنم که پیژامه گل و گشاد بی قواره ای به پا کرده ام تا یک شلوار ! حالا به هر نحوی با ظاهرم کنار آمدم و گرفتار مصیبت بعدی یعنی کیف دستی شدم ، اصلا» نمی فهمم که چرا آدم باید آنقدر خرت و پرت و کاغذهای بی مصرف را در یک کیف بی قواره با خودش حمل کند ، از وقتی که یک «پاکت پی سی» خریدم در عمل دور حمل کردن هرنوع کیف دستی را خط کشیدم ، اصلا» دوست دارم وقتی قدم می زنم دستم در جیبم باشد ، نه اینکه یک کیف ده کیلویی همینطور مثل پاندول از دستم آویزان باشد. به هر طریق کیف دستی ای به رنگ قهوه ای سوخته برداشتم ، وقتی در آینه نگاه کردم ، تنها  چهره ای که به نظرم آمد چهره یک دلقک است که می خواهد نمایشی در سیرک اجرا کند!

سه جلسه رسمی کاری در یک روز یعنی بدترین اتفاقی که ممکن است برای من در طول یک سال کاری رخ دهد ! جلسات به نهایت مضحک وخنده دار هستند ، معمولا» حاضرین از هر چرت و پرتی صحبت می کنند به جز موضوعی که جلسه برای آن تشکیل شده است و هر تلاشی از طرف شما برای هدایت موضوع بحث به آنچه که باید باشد معمولا» بی نتیجه است ، مزخرف تر از همه این است که در اغلب جلسات رسمی سیگار هم نمی شود کشید ! سرم گیج می رود و ارتباط بین مسایل مطرح شده را گم می کنم ، مرتب تقلا می کنم تا مطلب را جمع کنم ، افشار به کمک من می آید ، بی فایده است ! «آقای ف» هنوز اصرار دارد در مورد داندانپزشکش و خورش قورمه سبزیِ خاله جان منشی اش صحبت کند ، نیم ساعت آخر به هر نحوی شده  است موضوع را به اصلش بر می گردانم ، گیج و گنگ هستم ، نگاهم خیره شده است به ردیف کارت پستالهای سال نو که «آقای ف» آن ها را چیده بر لبه کتابخانه اش ، تنها چیزی است که توی این دفتر برایم قابل نگاه کردن است ، اصلا» نمی فهمم که دارم چه می گویم … به خودم که می آیم از دفترش خارج شده ایم و من جلوی ساختمان دارم سیگاری روشن می کنم ، افشار دستش را روی شانه ام می گذارد و می گوید : دکتر..! عالی بود ! نتیجه داد !… من نا امیدانه نگاهش می کنم فقط می گویم : جدا» …؟

این داستان با کمی تغییر در طول روز سه بار تکرار شد … کت وشلوار همینطور به تنم زار می زند ، با کمربندم  درگیر هستم ، با جیبهای کتم درگیر هستم ،این کیف دستی بدمصب  را هم مثل یدک کش همراه خودم کشان کشان می برم … افشار معتقد است که جلسات به خوبی نتیجه داده اند ، رهایش می کنم تا با پیروزی خودش خوش باشد ، از همه بدتر سرم هم مثل سگ درد می کند ( راستی سگ ها هم سردرد می گیرند ؟!!) .

حالا

نزدیک پنج صبح است و در یک لباس راحت و البته یک تیشرت بدون یقه روی تخت خواب  دراز کشیده ام ، سردردم هم با یک قرص بهتر شده است ، مثل اسب  کیف می کنم ،  تنها آهنگی که حالا حالم را خیلی بهتر می کند… Blues Leave me Alone (دلتنگی من را تنها بگذار) ( برای دانلود آهنگ روی نامش کلیک کنید  ) اثر  اریک کلاپتون است ( برای خواندن نوشته ای از من در باره او روی نامش کلیک کنید)

Blues, blues trying to drive me away from home

دلتنگی ، دلتنگی  سعی میکنه من را از خانه دور کنه

Blues, blues trying to drive me away from home

دلتنگی ، دلتنگی سعی میکنه من را از خانه دور کنه

Had the blues so bad, blues followed me all day long

دلتنگی بده ، دلتنگی تمام روز  من رو دنبال میکنه

Blues, blues won’t let me take my rest

دلتنگی ، دلتنگی نمیگذاره آرامش داشته باشم

Blues, blues won’t let me take my rest

دلتنگی ، دلتنگی نمیگذاره آرامش داشته باشم

My mind is rambling like a wild geese out in the west

ذهن من مانند غازهای وحشی در غرب پرسه می زنه

Well, you’re my all day steady, baby you’re my midnight dream

خب ، تو همه روز با من هستی ، عزیزم تو هر نیمه شب در رویاهایم هستی

Yes, you’re my all day steady, baby you’re my midnight dream

بله، تو همه روز با من هستی ، عزیزم تو هر نیمه شب در رویاهایم هستی

I love that woman better than anyone I’ve ever seen

من آن زن را بیش از هرکس دیگری که دیده باشم دوست دارم

Blues, blues follow me all day long

دلتنگی ، دلتنگی تمام روز  من رو دنبال میکنه

Blues, blues follow me all day long

دلتنگی ، دلتنگی تمام روز  من رو دنبال میکنه

Blues, blues won’t you please leave me alone.

دلتنگی ، دلتنگی میشه لطفا» من رو تنها بگذاری

Eric Clapton -Blues Leave me Alone

Advertisements

About this entry