آسمان زمستانی

آسمان زمستان اثر Stephen Armstrong

خب این بار غیبتم خیلی طولانی شد اگرچه که روزها برایم به سرعت گذشت ، جلسات طولانی کاری به شدت فرسوده ام کرده ، چند روز دیگر حسابی کارها را سبک می کنم و آماده دیدار با سال جدید می شوم ، البته این مدت بخشی از نوشته های سالهای قبل را که از 360 به اینجا وارد کرده بودم مرتب کردم ، و به وب نوشت های دوستان هم سرزدم ، توصیه می کنم از پیوندهای جدیدی که گذاشتم بازدید کنید و از وب نوشت های دوستان دیگر لذت ببرید ، از همه بدتر این مدت از اغلب دوستانم بی خبر بودم البته این خاصیت روزهای آخر سال است که آنقدر سرمان شلوغ می شود که تبریک سال نو همیشه همراه است با عذر به جهت قصور در احوالپرسی ماه های آخر زمستان … چیزی که به شدت کلافه ام می کند این روزهای بی بارش است ، نمی دانم ما با آسمان قهر کرده ایم یا آسمان با ما ؟ هرچه هست احساس خوبی ندارم این روزها ، انگار که زمان را گم کرده ام ، مدام مجبورم به تقویم نگاه کنم تا به خاطر بیاورم که زمستان است ، هرروز صبح که از خواب بلند می شوم منتظر این هستم که خیلبانها سفید پوش شده باشد از برف شبانگاهی اما این روزها خیابان هر رنگی است به جز سپید ، مطابق معمول خیلی سخت نمی گیرم و ترجیح می دهم غر نزنم ، صبحانه سبکی می خورم در حد یک لیوان شیر (این روزها باید مواظب اضافه وزن بود!!) یکراست می روم سراغ اخبار که بخش اقتصادی اش برایم مهم است همان موقع چنان حالت تهوعی به من دست می دهد که ترجیح می دهم نیمه کاره رهایش کنم، افشار زنگ می زند و قرار ملاقاتهای روز را به من یادآوری می کند(همیشه مزخرف ترین ساعت ها را هماهنگ می کند!) تلفن را قطع می کنم یک چای می ریزم و سعی می کنم این روز سرد بی برف را ادامه دهم ، سیگاری روشن می کنم و تنها گوش می دهم به آوای موسیقی

Heaven
آسمان ( به نظرم ترجمه بهتری به جای بهشت بود)

I see a turning wheel
من گردش چرخ ها را می بینم
On a dusty track
در مسیر خاک آلود
Caught in the void and empty space
عطسه ای در فضای پوچ و خالی
In between there and back
در میان روبرو و پشت سر
And the paradise of going somewhere
و بهشت را از رفتن به جایی
That’s still so far away
که هنوز بسیار دور است
Happy, boy you bet I am
شرط می بندم که من پسر خوشحالی هستم
Holding on to this smile for just as long as I can
لبخندم را تا آنجایی که توان دارم نگاه می دارم

It’s all bright in front
همه چیز در روبرو روشن است
And it’s all dark behind
و همه تیرگی ها در پس
Livin› for the now that’s in between the bridges and the signs
زندگی کردن برای هم اکنون در میان پلها و نشانه ها
And getting there is still a long long way to go
اما هنوز راه بسیار زیادی برای رفتن مانده است
While the others dream and wish
هنگامی که دیگران در خواب و آرزو هستند
This is everything I officially need to know
این چیزیست که من رسما» باید بدانم
Happy, boy you bet I am
شرط می بندم که من پسر خوشحالی هستم
Holding on to this smile for just as long as I can
لبخندم را تا آنجایی که توان دارم نگاه می دارم

آهنگ را از اینجا دانلود کنید ، در مورد » کریس رئا» اینجا بخوانید

Advertisements

About this entry