یک بعد از ظهر

شنبه هشتم فروردین 88
.
ساعت حدودای یک بعد از ظهر هستش …نشستم روی کاناپه و پام رو دراز کردم …اونور هم فیلم کذایی «آمریکایی آرام» در حال پخشه …نمیدونم چرا خفه اش نمیکنم …شاید بخاطر اینه که از موسیقی متنش خوشم میاد …یا هر دلیل دیگه ای …نیم ساعت دیگه آماده میشم برم بیرون قدم بزنم ..البته بعد از اینکه صورتم رو اصلاح کردم
.
هوای بهار رخوت خاصی داره و دوست داری تمام روز رو کنار پنجره لم بدی و اطراف رو تماشا کنی ..همسایه روبرویی یک قناری خوش صدا خریده ..همیشه قفسشو میزاره توی بالکن و منهم از صدای قشنگش لذت میبرم …بهار 88مثل تمام بهارهای دنیا قشنگه و زیباست یا حداقل من دوست دارم اینطور باشه
.
فکر کنم وقتشه آماده بشم برم بیرون…آفتاب بهاری رو نباید از دست داد
Advertisements

About this entry