سیفون !

یکشنبه 18 اسفند 87
این سیفون لعنتی بلاخره بکار افتاد …و من از شر این بوی گند راحت شدم یا حداقل از شر توهم این بوی گند …راستش را بخواهید میشه گفت صدای سیفونحتی بعضی مواقع از موسیقی آرمسترانگ هم روح نواز تره….فقط پس از پایان این نمایش تنها چیزی که متاثرت میکنه صرف مقدار زیادی آب زلال برای پاک کردن مقدار کمی کثافت متعفنه
این چاشنی فلفل کذایی من هم بلاخره بدستم رسید …عادت خوردن غذاهای خیلی تند مدتهاست که منو ترک نکرده و دیگه هیچ نوع تندی رو غیر از تندی این چاشنی فلفل نمیتونم حس کنم..اما خوب خوردن فلفل و غذای تند هنریه و باقی مراحل یک هنر دیگه ..توصیه میکنم که موقع تناول فلفل بخش آخرش رو همیشه به یاد بیارید …شاید منصرف بشید
.
روزهای آخر اسفند هم تمام می شوند و نوبت به بهار می رسد …و االبته چهارشنبه سوری …نمایش لمپنیسم و وندالیسم در مرحله اوج خود …و من که حالم بهم میخورد از جماعت اوباش که تمامی عقده های سرکوفته خودشان رو توی این روز در دامب دامب ترقه ها خلاصه می کنند …و حالم بهم میخورد از جماعت به اصطلاح روشنفکر …که آنها هم عقده های سرکوفته اشان را سر بساط افیون و در میان دود کانابیز جستجو میکنند ….راستش را بخواهید مانده ام که حالم از که به هم بخورد ….یکمشت لمپن و اوباش که در سطح این شهر جولان میدهند …یا یک مشت آرتیست متوهم که به سبب 30 سال دوری از جریان هنر و روشنفکری دنیا …فکر میکنند که رنگ ریدنشان با دیگران متفاوت است…یا حالم از خودم بهم بخورد که مستحق هستم در میان این جماعت به دیدن و فرو خوردن فریاد
.
اینجا بوی توهم می دهد …خوب که نگاه کنیم همه دچار نوعی توهم هستند …توهم علم …توهم هنر …توهم شهرت …توهم بدبختی …توهم بخشش …توهم موقعیت اجتماعی…یاد صحبتهای خانمی جوان افتادم که در نقد یکی از بحثهای شبکه متوهم العربیه نوشته بود…بله نوشته بود ..که خاور میانه ملک شیطان شده است …و دروغ هرگز تا این حد در هیچ جای دنیا نمود پیدا نکرده است
رحمت بر ما باد ..رحمت برما که شرفمان در یغمای برادرانمان است و رحمت برما که جوینت میزنیم …و در عالم توهم دنیا را نجات میدهیم …رحمت بر ما باد…جایی که روشنفکرش بوی افیون میدهد….هنرمندش به فاحشه ها بیشتر میماند تا آفرودیت …جایی که دانشمندش دلش به کاغذ پاره های تقدیرو تمجید خوش است…از عوام ترقه ای !! چه انتظار داریم
.
.
.
همه را به جهنم حواله میکنم…چه شمایانی که معتقد به آن هستید و چه شمایانی که نیستید…همه بروید به جهنم …سیفون را میکشم …وافسوس زلالی آب را میخورم
… افسوس
افسوس زلالی آب را میخورم
..
چه صدای خوشایندی دارد این سیفون کذایی …حالا خوب کار می کند
هنوز افسوس زلالی آب را میخورم
.
چراغ را خاموش می کنم و در را میبندم
…..
..
و زلالی آب
Advertisements

About this entry