گل یخ

يک شنبه سوم آذر ماه 87 – امارات ، دوبي
.
خوب اگه دارم اين نوشته رو مينويسم به معني اين هست که هنوز اين اير کانديشن لعنتي دفتر نتونسته منو از سرما بکشه . اگرچه فکر کنم کمابيش سرما خوردم و سينوس هام هم وضعش روبراه نيست …مرتب در اين فکرم که يه روز برم توي سيستم مرکزي چيلر اينجا خرابکاري کنم که حداقل دلم خنک بشه..اگرچه که ديشب ترموستاتش رو تقريبا» منهدم کردم ..اما نميدونم لعنتي چرا هنوز کار ميکنه
.
يک هفته ايي هست که منتظر مدارک پزشکيم هستم که «امپوست» برام بياره …نميفهمم که چه مرگشونه که هنوز به دستم نرسيده…فکر کنم پستچي محترم رو اگه ببينم يا از خوشحالي بغلش ميکنم يا ممکنه خفه ش کنم ..که احتمال دومي قوي تره
.
از همه اينها گذشته
رفتم چند تا کار انجام بدم اصلا» يادم رفت که اين صفحه رو تموم نکردم..البته يه قسمتش تقصير آفتاب دم پنجره بود که بقول «سيما» مثل جوجه ها زير آفتاب نشسته بودم و داشتم فکر مي کردم
.
بهرصورت اينهم بخشي از زندگي هست ..گاهي بعضي از لحظات کشدار مي شوند..و کش مي آيند و يکراست ما را ميبرند در انبوه خاطرات و روزهايي که گذشته است ..خوب که نگاه ميکنم مي بينم که چقدر زود گذشته است اين 32 سال ..وفکر مي کنم روزي تمام مي شود مثل آخر هفته ها . هر روز چيزي شروع مي شود و چيزي تمام مي شود ..مثل طلوع و غروب…سرم گيج مي رود و فکر مي کنم که بهتر است فکر نکنم
.
خميازه اي ميکشم
آسمان را نگاه مي کنم
چيزي در من مي شکفت
چيزي در من مي شکفد
بهار نيست
طعم گس زمستان
و رديف صندلي هاي خالي
بهار را به انتظار مي نشينم
بهار را به انتظار مي نشينم
پژمان – آستانه زمستان 87
.
.
.
و اما محمد علي سپانلو و شعر گل يخ
.
گل یخ
.
با شاخه ی گل یخ
از مرز این زمستان خواهم گذشت
جایی کنار آتش گمنامی
آن وام کهنه را به تو پس می دهم
تا همسفر شوی
با عابران شیفته ی گم شدن
شاید حقیقتی یافتی
همرنگ آسمان دیار من
شهری که در ستایش زیبایی
دور از تو قهوه ای که مرا مهمان کردی
لب می زنم
و شاخه ی گل یخ را کنار فنجان جا می گذارم
چیزی که از تو وام گرفتم
مهر تو را به قلب تو پس می دهم
آری قسم به ساعت آتش
گم می کنم اگر تو پیدا کنی
این دستبند باز شد اینک
از دست تو که میوه ی سایش به واژه هاست
.

محمدعلی سپانلو / به نقل از انتشارات کاروان


تحصیلات : لیسانس حقوق
ملیت : ایرانی
جوایز : جایزه شعر ماکس ژاکوب فرانسه / شوالیه شعر فرانسه

محمدعلی سپانلو شاعر، منتقد ادبی، مترجم، متولدِ 1319 (تهران) است و تا به حال بیش از پنجاه جلد کتاب در زمینه‌های شعر و داستان و تحقیق، به صورتِ تالیف و یا ترجمه، منتشر کرده است. سپانلو از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران است.
سپانلو فعالیت ادبی اش را در دهه ۱۳۴۰ شروع کرد و با منظومه پیاده روها شهرت یافت. از میان اشعار او، به ویژه منظومه خانم زمان اقبال عمومی یافت. او از سن ژان پرس، آلبر کامو، گراهام گرین و گیوم آپولینر آثاری را ترجمه کرده است.
در بیست سالِ گذشته، او به عنوانِ یکی از چند نمای�
�ده‌ی معدودِ ادبیاتِ معاصرِ فارسی
در بسیاری از گردهمایی‌های بین‌المللی در اروپا و امریکا شرکت کرده است و سهمِ بزرگی در معرفیِ ادبیاتِ ایران به جهانیان دارد. بسیاری از آثارِ او تا به حال به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه، هلندی، عربی، و سوئدی ترجمه شده است. نویسندگانِ پیشروِ ایران که گلچینی از آثارِ داستانیِ نویسندگانِ قرنِ بیستمِ ایران، به همراهِ بررسیِ آنهاست، جزوِ منابعِ درسی در بسیاری از دانشگاه‌های ایران است و تابه‌حال فروشِ بسیار بالایی داشته است. ضمناً سپانلو از معدود شاعران و نویسندگانِ ایرانی است که در دنیایِ ادبیاتِ غرب نیز شناخته شده است، و توانسته است نشان شوالیه‌ی نخلِ آکادمیِ فرانسه –بزرگ‌ترین نشانِ فرهنگی کشورِ فرانسه-، و جایزه‌ی ماکس ژاکوب –بزرگ‌ترین جایزه‌ی شعرِ فرانسه– را دریافت کند.
سپانلو مقالات و تحقیقات متعددی هم در زمینه ی شعر و داستان دارد .
سپانلو از همسر سابقش پرتو نوری علا دو فرزند دارد که یکی از آن ها، شهرزاد سپانلو خواننده پاپ ایرانی و دیگری سندباد است
.
.
برخی از آثار
شعر
فیروزه در غبار -مجموعه‌ی شعر
ژالیزیانا مجموعه‌ شعر
پیاده‌روها
خانم زمان
آه بیابان
خاک
رگبارها
سندباد غایب
هجوم
نبض وطنم را می گیرم
ساعت امید
تحقیق
نویسندگانِ پیشروِ ایران
چهار شاعرِ آزادی و بهار
تعلق و تماشا
پاییز در بزرگراه
بازآفرینی واقعیت
هزار و یک شعر (آنتولوژی شعر نو فارسی در قرن بیستم)، انتشارات کاروان
قصه‌ی قدیم
در اطراف ادبیات و زندگی، مجموعه ی بیست ودو مقاله و نقد درباره‌ی ادبیات
تاریخچه ی رمان
صد قصه ی کوتاه
نمایش نامه ونقد ادبی در ایران معاصر
شاعر ترانه ی ملی، در باره ی عارف قزوینی.
مرات البلدان، اثر اعتمادالسلطنه ویرایش
سیاحت‌نامه ی ابراهیم بیگ اثر زین العابدین مراغه ای تنظیم ومقدمه
چشم انداز شعر امروز ایران
ترجمه ها
در محاصره
عادلها
کودکی یک رئیس
دهلیز وپلکان
آنها به اسبها شلیک می کنند هوراس مک کوی
مقلدها
کودکان
امیر حمزه صاحب قران و مهتر نسیم عیار
سفرهای سندباد بحری
مقالاتی از محمدعلی سپانلو
استادان ادبیات و شاهکارشان
درباره ی جوایز ادبی ایرانی
به‌ این‌ها می‌گویید شعر؟
نشانه های پاییز در شاعران
فاکنر یا مارکز
…….
………..
.
در مورد گل يخ اينجا بخوانيد ..يکي از محبوب ترين و دوست داشتني ترين گلهاي زندگي من هستش
.
http://forum.niksalehi.com/showthread.php?t=36061
Advertisements

About this entry