Entry for November 18, 2008

سه شنبه 28 آبان 87 -امارات ، دوبي به روايت من
.
گاهي فکر مي کنم که چه قرابتي است ميان من و اين ديوارهاي بي انتها و ساختمانهاي بلندي که بازگويي دروغهايي هستند از جنس ..چه ميدانم چه…از همه اينها بگذريم هوا اينجا خوب است …يا حداقل سعي ميکند خوب باشد…سرم کمي گيج مي رود …بايد تاثير سکر آور گرانتس باشد…و اين ايرکانديشن لعنتي اين دفتر که مدام مي خواهد به من القا کند که در سيبري هستم…يا چيزي از اين دست …چند روز پيش براي آزمايش خون رفته بودم به يکي از بيمارستانهاي اينجا ( همان ناکجا آباد ) …اونقدر هندي و پاکستاني ديدم که داشت روده هام بالا ميومد…به علاوه پروسه احمقانه آزمايشات ..که مسلما» حتي اگر يک غاز هم جاي حضرات شيوخ بود براي اين پروسه کذايي برنامه ريزي بهتري ميکرد
.
در همين هين و بين …با توجه به اينکه ما جماعت ساختماني هميشه مثل آب مي گرديم و چاله رو پيدا ميکنيم ..برخوردم به دوتا مهندس سيويل (عمران) فيليپيني و يک آرشيتکت عراقي…خلاصه فکرشو بکنيد چهارتا آدم خيلي کوووول به هم برسن چي مي شه …اينقدر مسخره بازي درآورديم وخنديديم که نزديک بود ههمون رو بدند دست پليس…بطور کلي روز مزخرف خوبي بود
.
فکرشو بکنيد اين ايرکانديشن لعنتي اين دفتر …خيلي مسايل رو جدي گرفته …الان از شدت سرما دستام حس درست و حسابي ندارن…مردشورشون رو ببره با اين اير کانديشن
.
امروز «سم» به سرش زده بود که ماشينش رو عوض کنه …به سلامتي مال دوره دايناسورها هستش….خلاصه رفتيم يه جايي تو مايه همين بنگاههاي خودمون ….خريدار محترم که ندي هم بودن يک دفعه با يه لحجه عجيبي شروع کرد به فارسي صحبت کردن و منهم همزمان دوتا شاخ رو سرم سبز شد ..چون فارسي رو خيلي خوب صحبت مي کرد…خلاصه ماشين رو انداختيم بهش اونم يه هوندا آکورد 2008 فرو کرد به ما…بعد اين فرايند …رسيديم دفتر و نهار زديم تو رگ
.
الان دارم به يه ايستگاه راديديي «بلوز» گوش ميدم … خلاصه هرچي خواننده بلوز از دوران دايناسورها تا حالا هستش …رو اين دي جي راديو ازشون آهنگ گذاشت
.
برم يه شات بزنم ..ميام
.
خوب از همه اينها بگذريم يک از سايتايي که ميتونيد روش مجاني خيلي از آهنگهاي ژانر هاي مختلف موسيقي رو گوش کنيد اين سايت هستش
http://www.last.fm
و اما در مورد موسيقي بلوز
اول به اين راديو گوش بديد حالشو ببريد
http://www.last.fm/listen/artist/Norah%2BJones/similarartists?hp=1
.
در مورد بلوز ميتونيد اين سلسله مقالات فارسي رو مطالعه کنيد
http://www.harmonytalk.com/id/218
.
بلوز گونه موسیقی سازی و آوازی است که ریشه در آوازهای مذهبی و آوازهای کار و فریادها و همخوانی‌های سیاهان امریکا دارد و اصل آن به فرهنگ و موسیقی غرب افریقا می‌‌رسد.علت اینکه این سبک به بلوز معروف شد این بود که پیشگامان این سبک -برده های سیاه- این موسیقی را اجرا می کردند و بلوز در زبان انگلیسی به معنای غم نیز می باشد شهر ممفیس زادگاه موسیقی سبک بلوز» است
.
بررسی ریشه های موسیقی جز و بلوز در هرمزگان
زادگاه این سبک را شمال غربی قاره آفریقا ، جایی که به صحرای برده مشهور بوده است ، می دانند . در اواسط قرن 19 جز و بلوز توسط سیاهان مهاجر به سایر نقاط از جمله جنوب ایران و هرمزگان آمد .
ساحتار کلی این سبک ( بلوز ) شامل سوال ، جوابی می شود که برده ها هنگام کار در مزارع و … می کردند . و همان سوال جوابی که ماهیگیران جنوب بر روی لنج ها انجام می دادند و می دهند بدین گونه که یک نفر بیت های مختلفی را می خواند و دیگران به آن ابیات آهنگین پاسخ می دهند . نمونه ای از این سوال و جواب ها در بلوزی که توسط برده ها اجرا می شد»آوازهای کاری» بود. اینها آوازهایی بودند که مانند فریادهای مزرعه ای به صورت گروهی هنگام کار در مزارع و اردوگاهها خوانده می شد تا هماهنگی بیشتری بین افراد گروه ا
جاد کند. طبعا ریتم آهنگ با ریتم فعالیت مطابقت داشت و موجب روحیه بخشیدن به کارگران و افزایش توان کاریشان می شد. این آوازها که با زبان بومی خوانده میشد همواره آرزوها و اعتراضات ان ها را بیان میداشت . این آوازهای کاری به خوبی در خطه جنوب قابل شنیدن است اما تفاوت عمده میان این دو فرم آواز کاری تنها در اشعار شان می باشد . چرا که آوازهایی که توسط سیاهان خوانده میشد اعتراضی بوده ولی اشعاری که مردمان هرمزگان بر روی لنچ های ماهیگیری می خوانند بیشتر جنبه شکر گذاری و دعا به درگاه خدا دارد که به آن ها توسط دریا روزی داده
.
ادامه اين مقاله را در بلاگ زير بخوانيد
http://www.blackend.mihanblog.com/Post-12.aspx
.
Advertisements

About this entry