روبروی آتش !

شنبه یازدهم آبان 87 – روبروی آتش
.
صبح زود بیدار شدم و نشستم مقابل شومینه روشن ..همیشه نگاه کردن به آتش رو دوست دارم ..دیروز رو مشغول امر شریف اسباب کشی یکی از دوستان بودم … وابراز نظرهای خلاقانه جهت تبدیل مبل عادی به نوع «ال شکل» بلاخره با توجه به خلاقیت ژنتیکی خودم (روح اجدادم در گور لرزید) یک دست مبل استقلال ( از برندهای ترکیه ای بدم میاد) رو تبدیل به یک مبل «ال شکل» کردم….یادم باشه که مامان جان برای این دسته گلم یه اسفند دود کنه که چش نخورم
چند روز پیش مهسا برام یه لینک فرستاد از بلاگ دوستی که خیلی شبیه من می نوشت ..وقتی که خوندمش برام جالب بود ..اینهمه نزدیکی بخشی از ماجراهای زندگی دو نفر!!!!ا
.
خوب فکر کنم که باید برم یه چایی برای خودم بریزم…..
..
راستی تا حالا گفتم که من به طرز لجوجانه ای همیشه چای رو با تفالش میخورم …نمیدونم چرا …هرچی هم سعی کردم این عادت رو ترک کنم ..نشد که نشد…بعد خودم فکر کردم که دارم باحاش حال میکنم پس لزومی به ترک کردنش نیست
.
راستی شب پنج شنبه یا چهار شنبه رفتیم با دوستان پیتزا مدبر ..سالها بود که نرفته بودم و به جرات میتونم بگم که یکی از مزخرف ترین پیتزاهای «پپرونی » تمام عمرم رو خوردم ..نمیدونم این 7 سال ذائقه من رو عوض کرده یا مدبر اینقدر افتضاح شده
.
یکی از تاپیکهای مورد علاقه من در سایت «پرشین هالز» تاپیک معرفی رستورانهای خوب هست…خوندنش ضرری نداره ..به شرط اینکه خیلی گرسنه نباشم
http://www.phalls.com/vbulletin/showthread.php?t=34309
.
این مهسا و پیوند هم هی عین پیرزن پیرمردهای غرغرو به رنگ بک گراندم ایراد گرفتن دست آخر امروز بک رو آبی کردم تا سرفرصت یه بک خوب برای بلاگم پیدا کنم
.
چند روز پیش یا یکی از دوستان در مورد «آلبا دسس پدس» فقید صحبت می کردیم ..بد نیست نیم نگاهی به این نویسنده خانم ایتالیایی کوبایی تبار بندازیم
.
Alba de Cespedes
http://en.wikipedia.org/wiki/Alba_de_C%C3%A9spedes_y_Bertini
.
.
آلبادسس پدس در سال 1911 در رم به دنيا آمد. پدرش كوبايي بود ولي خود او پس از ازدواج با يك سرهنگ ايتاليايي، تبعه ايتاليا شد.
نويسندگي را از سال 1934 با انتشار مقاله شروع كرد. رمان او به نام «هيچ‌كس به گذشته برنمي‌گردد» و يك كتاب ديگرش به نام «فرار» هر دو به وسيله فاشيست‌ها توقيف شد.
او يكي از مشهورترين نويسندگان ايتاليا و جهان است. آثار او به نام‌هاي «از طرف‌او»، «دفترچه ممنوع»، «تازه عروس»، «درخت‌تلخ» و «عذاب وجدان» به فارسي ترجمه شده‌اند. آلبادسس پدس در 1997 از دنيا رفت.
آلبادسس پدس، نماينده زنان نسل خودش است. موضوع مشترك همه آثار او «زن ايتاليايي» در سال‌هاي مياني قرن بيستم است؛ يعني سال‌هاي جنگ جهاني دوم و چندين سال پس از پايان جنگ.
كشمكش پنهان و آشكار زنان در نوشته‌هاي پدس با فضاي ناهماهنگ زندگي خانوادگي و زندگي اجتماعي است و همين ويژگي است كه براي زنان معاصر كشورهاي جهان، جذابيت دارد و باعث مي‌شود همه اين زنان به نحوي با آثار او احساس نزديكي و همذات‌پنداري كنند.
مسئله تقابل زنان با جهان اطراف‌شان، يك مسئله حل‌نشده و جهاني است كه البته در كشورهاي مختلف و در بين مليت‌هاي مختلف به درجات مختلفي ظاهر مي‌شود.
اشتراك در برخي فرهنگ‌ها و شباهت اوضاع سرزمين‌ها در سال‌هاي پس از جنگ، خواننده ايراني را به اين نويسنده ايتاليايي نزديك مي‌كند.
زبان و ساختار نوشته‌هاي پدس بسيار ساده است و در شكل روايت، دچار پيچيدگي نيست. سوژه‌هاي داستاني اين نويسنده هم بسيار جذاب و پركشش است.
مثل رمان‌هاي خوب ديگر، شخصيت‌هاي داستان‌هاي پدس، به خاطر پيچيدگي‌هاي دروني و ماجراهاي عجيب و غريب‌شان، مي‌توانند ذهن خواننده را درگير كنند تا با فكر كردن به ماجراهاي آنها، به تجزيه و تحليل شخصيت‌ها و زندگي‌شان بپردازد.
عشق، تنهايي، ترديد
آلبادسس پدس، هم رمان نوشته است، هم داستان كوتاه؛ اما رمان‌ها نسبت به داستان‌هاي كوتاه او قدرت بيشتري دارند.
خوانندگان ايراني هم به رمان‌هاي پدس بيشتر از داستان‌هاي كوتاه او علاقه نشان داده‌اند؛ خصوصا اينكه عشق در داستان‌هاي پدس حضور پررنگي دارد و نكته مهم در مورد آن، حضور پررنگ‌اش در سن‌هاي مختلف و به‌خصوص در ميانسالي است.
ابتدا عشق با تمام قوا به سمت شخصيت داستان مي‌آيد و همه چيز به نظر سهل و آسان مي‌آيد اما به مرور، مشكلات بر سر راه شخصيت ظاهر مي‌شوند و درنهايت، باز شخصيت داستان مجبور به انتخاب تنهايي است.
يكي از ويژگي‌هاي اين نويسنده ايتاليايي، اين است كه در هر دوره از زندگي‌اش، درباره آن دوره مي‌نويسد. يكي ديگر از ويژگي‌هاي آثار پدس، مسئله «ترديد» است. نويسنده همواره خوانندگان را با اين «ترديد» مواجه مي‌كند كه ميان «عشق و نفرت» يا «ماندن و رفتن» يكي را انتخاب كنند.
زنان عليه زنان
يكي از هنرمندي‌هاي پدس در نماياندن شيوه برخورد زنان با يكديگر است كه چون از سوي يك زن اتفاق مي‌افتد، باورپذير و تكان‌دهنده است.
نويسنده در داستان‌هاي مختلف، تقابل مادر و دختر، مادر و مادرشوهر، 2 رقيب و 2 دوست را در زندگي خانوادگي و اجتماعي‌شان نشان مي‌دهد و با نقل شكل مواجهه آنها و ناراستي و پنهان‌كاري‌شان در قبال همديگر، طرح تازه‌اي در تحليل روابط زنان با همديگر مي‌اندازد كه تاثيرگذار و به يادماندني است.
در داستان‌هاي او، گاهي زنان مبلغ نظريه «زن عليه زن» مي‌شوند؛ در حالي كه نويسنده، جهان مردانه را نيز نفي نمي‌كند. داستان‌هاي پدس را هم زنان مي‌خوانند، هم مردان و براي هر2گروه، جذابيت خاص خود را دارد.
پدس و دختران جوان
«هيچ‌يك از آنها بازنمي‌گردد»، نام رماني از آلبادسس پدس است كه در آن، داستان دختران جوان مطرح مي‌شود. اين دختران هريك با دنيايي از خاطره‌‌هاي گوناگون گذشته و آرزوهاي بزرگ آينده براي تحصيل در يك شبانه‌روزي در رم جمع شده‌اند.
زمان داستان مربوط به شروع جنگ‌هاي داخلي اسپانيا و آغاز جنگ جهاني دوم است. وحشت از جنگ نابهنگام در سطرسطر اين رمان موج مي‌زند و همين ترس از فاشيسم و نازي‌هاست كه به جذابيت داستان مي‌افزايد و خواننده را تا به انتها به دنبال خود مي‌كشاند.
شخصيت‌هاي اين داستان، هر كدام به بهانه‌اي به نقل ماجراهاي حسي و عاطفي و دغدغه‌هاي ذهني‌شان مي‌پردازند.
در هر طبقه از ساختمان اين شبانه‌روزي، آدم‌هاي متفاوتي زندگي مي‌كنند؛ طبقه پاييني‌ها فقيرند و طبقه بالايي‌ها ثروتمند و دغدغه‌هاي آنها هم براساس تفاوت‌هاي طبقاتي‌شان با هم فرق مي‌كند.
داستان اين رمان هم مثل بقيه آثار پدس ساده و جذاب است و نويسنده از خلال گفت‌وگوها و شرح روابط آدم‌ها، به درون آنها سرك‌ مي‌كشد.
«هيچ‌يك از آنها بازنمي‌گردد» را هم مثل بقيه كارهاي پدس، بهمن فرزانه به فارسي ترجمه و نشر ققنوس آن را چاپ و منتشر كرده است. تيراژ چاپ آخر آن هم 1650 نسخه است
.
با تشکر از خانم «نعیمه دوست دار»ا
.
In casa Bellonci. Da sinistra a destra: Maria Bellonci, Aldo Palazzeschi, Alba de Céspedes, Anna Proclemer, Paola Masino. In primo piano: Vitaliano Brancati e Libero Bigaretti
Advertisements

About this entry