خداحافظ 360

تصویری از فیلم «ساراباند» اثر برگمان
.
.
شنبه 27 مهر ماه 87 – ساعت 7 صبح
.
خیلی خوابم میاد …شب که گذشت مشغول وب گردی بودم …وضع معده هم به سبب مصرف سس مایونز از نوع تندش چندان مرتب نیست..تازگی ها بیماری توی 360 شیوع پیدا کرده به نام «خداحافظ 360» که متاسفانه به بعضی از دوستان منهم سرایت کرده ..البته ناگفته نمونه که خودم هم کمابیش مواقعی نزدیک بوده به این بیماری دچار بشم…خیلی دوست دارم بدونم چرا بعضی ها اینطور ناگهانی از 360 خداحافطی میکنند …شاید دوست یا همسر یا طرف جدیدشون از 360 خوشش نمیاد ..شایدم اینجا کسی باعث ناراحتیشون میشه …یا شاید تحمل ابراز نظر دیگران رو درباره خودشون ندارند ..یا هر دلیل دیگه ای ..بهرصورت فکر میکنم بهتره قضاوت نکنم و برای بودن یا رفتن دیگران دلیل نیارم…اما خوب بهرصورت هنوز برام عجیبه!!! برام عجیب نیست که گاهی بعضی ها مدتها سر نمیزنند …یا خیلی دیر به دیر میاند …برام عجیبه که آواتار معروف «بای 360» رو میزارن جای عکسشون …ومیگن …من دارم میرما….ببینید
.
عادت مزخرف قضاوت رو در دنیای واقعی مدتهاست که تقریبا» ترک کردم …برای 360 هم باید سعی کنم این عادت رو ترک کنم
.
دو روزی هست که فرصت پیاده روی دست نداده بهم…و دنبال فرصتی هستم که پیاده روی های طولانیم رو از سر بگیرم …خصوصا» که فصل پاییز جون میده برای این کار
.
مرداد ماه سال قبل بود که «اینگمار برگمان» در گذشت ..و چند هفته پیش هم «ریچارد رایت» از گروه پینک فلوید در گذشت …فکر کردم که در این بلاگ یادی از برگمان کنم و در بلاگ بعدی یادی از ریچارد رایت ..البته در مورد گروه پینک قبلا» نوشتم
.
Ingmar Bergman
http://en.wikipedia.org/wiki/Ingmar_Bergman
.
وی از برجسته ترین فیلم‌سازان سوئد است.پدرش یک کشیش بود. او نخستین فیلمش را در سال ۱۹۴۵ به نام کریس ساخت. وی پس از فیلم «خانه بازی» که آن را در سال ۱۹۴۹ میلادی ساخت, به آفرینش شاهکارهای سینمایی همت گماشت. نخستین فیلم سینمایی تحسین برانگیز او به زبان انگلیسی فریادها و نجواها نام دارد.
از دیگر فیلم‌های مشهور وی می‌توان به پرسونا و مهر هفتم اشاره کرد.
یکی از آخرین فیلمهای سینمایی به کارگردانی برگمن فانی و آلکساندر (۱۹۸۳) نام دارد که اثری خانوادگی است، در ستایش زندگی و زیبایی‌هایش.
.
جایزه‌های سینمایی برگمن
.
پنج بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی
نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم فــریادها و نجواها
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فانی و آلکساندر» , «چشمه باکرگی» -۱۹۵۹
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «همچون در یک آیینه»-۱۹۶۰
نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای چهره به چهره (۱۹۷۵)
جایزه ایروینگ تالبرگ از سوی آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۰ میلادی
.
فیلم‌ها
.
مردی با یک چتر ۱۹۴۶
سرزمین آرزو ۱۹۴۷
آینده با من است ۱۹۴۸
زندان ۱۹۴۹
رازهای زنان ۱۹۵۳
تابستانی با مونیکا۱۹۵۳
شب عریان ۱۹۵۴
درسی در عشق ۱۹۵۴
لبخندهای یک شب تابستانی 1955
توت فرنگی های وحشی 1957
چشمه باکره 1960
چشم شیطان۱۹۶۰
شرم1968
پرسونا ۱۹۶۶
صحنه یک ازدواج ۱۹۷۴
فلوت جادویی 1975
چهره به چهره ۱۹۷۶
سونات پاییزی ۱۹۷۸
فانی و الکساندر1980
ساراباند ۲۰۰۳
.
او كه سال‌ها تجربه كارگردانی تئاتر داشت، در سالروز هشتادوششمین سال تولدش برای همیشه از صحنه تئاتر خداحافظی كرد. او در یك مصاحبه مطبوعاتی در همین روز اعلا‌م كرد كه آغاز و پایان و به واقع همه چیزش تئاتر است. برگمان كه تا این روز ۷۰ سال سابقه تئاتری را پیش روی داشت، تاكید كرد كه آخرین اجرای تئ
اتتری او به اجرای اثر هنریك ایبسن نمایشنامه‌نویس قرن ۱۹ نروژی در سال ۲۰۰۲ برمی‌گردد. او پس از پایان اجرای <اشباح> احساس كرده بود كه دیگر نیازی نیست مردم او را در صحنه تئاتر ببینند. این خداحافظی در حالی صورت می‌گرفت كه ۲۰ سال پیش از این موعد در سال ۱۹۸۳ و پس از اكران فانی و آلكساندر پایان فیلمسازی خود را اعلا‌م كرده بود. هرچند پس از این تاریخ وقت خود را صرف فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی برای شبكه تلویزیونی سوئد كرده بود. برگمان پس از خداحافظی از سینما، حتی یك بار هم احساس پشیمانی و دلتنگی نكرد.
كارگردان مهر هفتم و توت‌فرنگی‌های وحشی پس از پایان دوره كار در سینما، ۸ كار تولیدی برای تلویزیونی ارائه كرد كه در سال ۲۰۰۳ با ساختن فیلم دیجیتالی ، یك بار دیگر هواداران و منتقدان آثارش این اثر را هم در رده آثار سینمایی‌اش قرار دادند. به همین دلیل خود برگمان رسما در سال ۲۰۰۵ خداحافظی خود را با سینما اعلا‌م كرد و ساراباند (آخرین ساخته‌اش) را وصیت‌نامه خود تلقی كرد. این فیلم در ادامه ماجرای شش صحنه از یك ازدواج است كه برگمان آن را با همان بازیگران قبلی‌اش- لیو اولمن و ارلا‌ند یوزفسون- ساخت. ماریان (لیو اولمن)، در پایان فیلم قبلی، شوهرش را ترك می‌كند و اینك بعد از ۳۰ سال دوباره به دیدار همسر سابقش می‌آید. سارا باند موفق به دریافت دو جایزه بهترین فیلم اروپایی در مراسم جوایز سزار و جایزه ویژه منتقدین فیلم آرژانتین شد، كه از روی نسخه دیجیتالی آن یك نسخه سینمایی تهیه شده بود و در جشنواره‌های مختلف به نمایش درآمد. این فیلم در هنگام تولید به نام <آنا> معرفی شد و حتی برگمان خود تمایل زیادی داشت كه به همین نام اكران شود.
او در مصاحبه‌ای با تلویزیون سوئد گفت: این فیلم آخرین اثر سینمایی‌ام خواهد بود. این در حالی بود كه او در ابتدای دهه ۸۰ و بعد از ساخت فانی و الكساندر كه نوعی شرح حال بود، به گونه‌ای با دنیای فیلمسازی خداحافظی كرده بود. اما اصرار مسوولا‌ن تلویزیون و اشتیاق خود فیلمساز برای بازگویی روایت ناتمام فیلم ۶۶ صحنه از یك ازدواج> باعث شد تا وی برای كارگردانی این فیلم پشت دوربین برود. نسخه سوئدی این فیلم ۱۲۰ دقیقه است كه نسخه اكران شده در خارج از این كشور ۱۳ دقیقه كوتاه‌تر است . سارا باند هم مثل دیگر آثار اینگمار برگمان فلسفی و پیچیده بود و در آن مكاشفه‌ای پردرد و رنج در روح آدمی صورت می‌گرفت. به همین دلیل او در مصاحبه‌ای اعلا‌م كرد كه این روزها از تماشای فیلم‌های قدیمی‌اش احساس ناراحتی و بدبختی می‌كند. با آنكه این فیلم در سال ۲۰۰۳ برای بخش مسابقه دو جشنواره كن و ونیز دعوت شده بود اما برگمان از این كار اجتناب كرد چون هنوز در حال تدوین سینمایی آن بود و به هیچ‌وجه حاضر به اكران نسخه دیجیتالی آن نبود. به نظر منتقدان آخرین اثر این فیلمساز، باز هم نوعی كار اتوبیوگرافی بود و در آن به مساله مرگ آخرین همسرش اینگرید برگمان (كه نباید آن را با بازیگر مطرح سوئدی به همین نام اشتباه گرفت) كه بر اثر ابتلا‌ به سرطان جان باخت، می‌پردازد. اینگرید محبوب‌ترین همسر اینگمار برگمان در میان همسرهای دیگرش بود.سازنده مهر هفتم سال‌های آخر عمر خود را در جزیره كوچك فارو می‌گذراند كه در این ایام بیشتر از هر چیزی دلش برای تئاتر و بازیگران آن تنگ می‌شد. بسیاری از فیلم‌های او در این جزیره واقع در دریای بالتیك فیلمبرداری شده است. ‌ با مرگ اینگرید برگمان در سال ۱۹۹۵، اینگمار برگمان حضور همسرش را در این جزیره بیشتر از هر جایی احساس می‌كرد و به همین دلیل زندگی در آنجا را به هر جای دیگری ترجیح می‌داد.
برگمان از <حكایت زمستان> اثر ویلیام شكسپیر كه در سال ۱۹۹۴ به صحنه برده بود، به عنوان بهترین اثر تئاتری خود یاد كرد زیرا در اجرای این متن كه بیانگر معجزه عشق و قدرت كشنده حسادت است، توانایی بالا‌یی از خود را به نمایش گذاشته بود. برگمان با تلقی این نكته كه متنی كاملا‌ تراژیك است، گفت: این نمایش بسیار تكان‌دهنده است و همه چیز را در خود دارد
.
او كه از شیفتگان و علا‌قه‌مندان تئاتر بود، بیشتر از دیگر كارگردان‌هایی كه همزمان به سینما و تئاتر می‌پرداختند، از عناصر و قدرت تئاتر در آثارش بهره گرفت. دو فرزند برگمان به نام دنیل و متس هم‌اكنون در عرصه كارگردانی و بازیگری تئاتر مشغول به كار هستند و راه پدر را به گونه‌ای ادامه می‌دهند.
.
.
با تشکر از رضا آشفته بابت اطلاعات گرانبهایشان
.
نقد فیلم پرسونا به زبان انگلیسی از جیمز تراورز
http://www.filmsdefrance.com/FDF_Persona_1966_rev.html
Advertisements

About this entry