Entry for September 28, 2008

یکشنبه هفتم مهر 87 – امارات متحده
.
بلاخره بعد از یک ساعت ور رفتن و سعی کردن خستگی ناپذیر تونستم بلاگم رو باز کنم ..نمیدونم امشب یاهو 360 چش شده؟؟
این چند روز خیلی گرفتار یودم ..از سر و کله زدن با طرفهای ایرانی سر حسابهای ال سی و سر و کله زدن با طرفهای اروپایی که از قضا هموطن هم بودند سر قیمت سیمان اروپایی و البته کارخونه تصفیه آب…خلاصه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد…یکی از مشکلات اینجا مثل وطنمون بی ارزش بودن وقت و تلف شدن وقتهای مفید هستش ..خصوصا» در ترافیک بی انتهای اینجا…والبته یکی از تفریحات من تماشای رانندگی اعجاب آور هندی ها وپاکستانی هاست …که به طرز کشنده ای کند و ناشیانست …در حقیقت یک پارک دوبل ساده برای این طفلکی ها بیشتر از 20 دقیقه زمان میبره
.
فکر کنم تا 3 هفته دیگه یا شاید دورتر یا نزدیکتر بیام ایران ..دلم برای پاییز تهران خیلی تنگ شده …دلم برای سیما خیلی تنگ شده برای پیوند ..محمد ..راشنو ..شهرام…مهسا..مصطفی…ساسان ..احمد…بخوام بنویسم ده خطی میشه…یعنی می خوام بگم خیلی دوست دارم .. …
..
در مورد مارک نافلر و زندگی نامش و گروه دایر استریت قبلا» مطلب مفصلی نوشتم..اما امروز داشتم آهنگ بسیار زیبای –برادران مسلح– رو که –برادران خونی– هم معنی میشود کرد رو گوش میکردم ..میتونم بگم که یکی از آهنگهای بسیار خاص و خاطره انگیز برای منه …در این زمانی که از کسایی که دوستشون دارم دورم …خیلی برام خاطره انگیزتر شده
.
BROTHER IN ARMS
.
These mist covered mountains
Are a home now for me
But my home is the lowlands
And always will be
Some day you’ll return to
Your valleys and your farms
And you’ll no longer burn
To be brothers in arm
Through these fields of destruction
Baptism of fire
I’ve watched all your suffering
As the battles raged higher
And though they did hurt me so bad
In the fear and alarm
You did not desert me
My brothers in arms
There’s so many different worlds
So many different suns
And we have just one world
But we live in different ones
Now the sun’s gone to hell
And the moon’s riding high
Let me bid you farewell
Every man has to die
But it’s written in the starlight
And every line on your palm
We’re fools to make war
On our brothers in arms
.
برادران خونی
.
این کوه‌های مه‌گرفته،
حالا دیگر خانه من شده‌اند.
اما خانه اصلی من آن پایین، توی دره‌هاست، همیشه هم همان جا خواهد بود.
روزی شما هم به مزارع و روستاهایتان برمی‌گردید،
و دیگر این قدر اشتیاق نخواهید داشت
که در جمع «برادران خونی» باشید.
با چشمان خود دیدم که نبرد چطور بالا گرفت،
و شما در این زمین‌های تباهی،
چطور در آتش غسل تعمید یافتید.
اما با این که آن‌ها
در میان آتش و دود،
من را از پا در آوردند،
ولی شما تنهایم نگذاشتید، ای برادران خونی من.
دنیاهای خیلی زیاد و متفاوتی وجود دارد،
خورشیدهای خیلی زیاد و متفاوتی هم هستند،
اما ما فقط همین دنیا را داریم،

هر چند که در دنیاهای مختلفی زندگی می‌کنیم.
حالا خورشید به دوزخ رفته،
و ماه دارد بالا می‌تازد،
پس شما را به خدا می‌سپارم،
به هر حال مرگ آخر و عاقبت همه ماست.
اما این را در ستاره‌ها نوشته‌اند،
و روی تک تک خطوط روی کف دستتان،
که ما احمقیم،
که به برادران خونی ‌مان اعلان جنگ می‌کنیم.
.
.
ویدیو کلیپ زیبای این اثر رو در این لینک میتونید ببینید
http://www.youtube.com/watch?v=jbZRbBskloE
و میتونید آهنگ رو در لینک زیر گوش کنید
http://www.last.fm/music/Dire+Straits/_/Brothers+in+Arms
.
.
Advertisements

About this entry