خدایان و اساطیر یونان باستان

یکشنبه دهم شهریور 1387- پنج و نیم صبح
.
صبح های خیلی زود رو معمولا» خیلی دوست دارم ..نسیم خنک و صدای گاه گاه عبور اتوموبیلها از جاده…گنجشکها که شروع به جیک جیک میکنند…همه اینها یادآور لحظات خوب زندگی هستند…انگار که صبح های خیلی زود در هرجایی و هر شهری یکجوری متفاوتند و دوست داشتنی…اغلب هیچ موسیقی جز صدای اطرافت در این لحظات به آدم نمیچسبه و البته یک چای داغ و شاید یک کاغذ و یک قلم برای ثبت این لحظات
.
صبح های خیلی زود همیشه بهم احساسی وصف نکردنی میده ،احساس زنده بودن و لذت بی انتهای زندگی…یکجور کش وقوس دوست داشتنی و جریان زندگی در درون رگهای تنم
.
بعضی از دوستان خواسته بودن که در مورد تاریخچه و شجره نامه اساطیر یونان توضیح بیشتری بدم …البته آگاهی من در این وادی خیلی ناچیزه ولی سعی میکنم بخشی از دانسته هام رو با شما به اشتراک بگزارم
.
خدایان و اساطیر یونان باستان
.
هکاته یا هکاتئوس
هکاته نخستین شخصی بود که به بررسی انتقادی تاریخ یونان پرداخت. او در کتابی با عنوان شجره نامه‌ها سرگذشت خدایان و قهرمانان یونان را به ترتیب تاریخ توضیح داد. چهل جمله از این کتاب باقی مانده است. هرچند او در اين اثر نسل خود را بعد از ۱۶ نسل به یک موجود خداگونه می‌رساند، اما سعی داشته است روايتی واقع بينانه از اساطير ارائه دهد، اين ديدگاه در اولين جمله كتاب نمايان است:
هکاتئوس میلتی می‌گوید: من آن چه را که تصور می‌کردم صحیح است نوشته‌ام، زيرا (برخی از)داستان‌هایی که یونانیان می‌گویند، از نظر من مضحک و بی ارزش است
.
.
.
.
Chaos
خائوس کی‌آوس یا آشوب اولیه در اساطیر یونان وضعیت ابتدایی پیش از آفرینش را بیان می‌کند. البته در این داستان‌ها در اشاره‌هایی خائوس دارای شخصیتی انسانی تصویر شده‌است.
در ابتدای آفرینش خلاء یا خائوس به وجود آمد از خائوس زمین یا گایا بوجود آمد بعد بترتیب تاتاروس که دنیای زیرین است و اروس یا شهوت از خلاء به وجود آمدند. دیگر خدایان به وجود آمده از خائوس عبارتند از تاریکی یا اربوس و شب یا نیخ.و اما از ازدواج آنها هامرا یا روز و روشنایی یا آتیر متولد شدند.از زمین یا همان گایا سه خدا متولد شد:آسمان یا اورانوس،دریا یا پونتوس و کوهها یا اورئا .
کی‌آوس منبع الهامی برای نام گذاری سیستم خاصی در ریاضی شده که گاه به صورت آشوبی هم برگردانده شده‌است .
.
.
.
.
در زمانهای بسیار دور، انسان ناشناخته ها و وقایع طبیعی مانند باران، صاعقه، گرما و سرما، شب و روز، تغییر فصل، مرگ و زندگی و مانند اینها را زاییده قدرت خدایانی میدانست که بر زمین و موجودات آن حکومت میکردند.از نظر آنها این خدایان نه تنها به خودی خود در انجام بعضی امور و وقایع دست داشتند بلکه مناسبات و روابط بین آنها هم در سرنوشت انسانها تاثیر مستقیم داشت. خدایان باستان در تمام جوامع بشری وجود داشته اند و هیاتی انسانی با نیروی مافوق بشری داشته اند، آنها جاودان بودند و میتوانستند با انسانهای عادی وصلت کرده و بچهدار شوند، فرزندان این خدایان «نیمه خدا» بودند و با وجود داشتن قدرت مافوق بشری، میرا بودند.
خدایان و داستانهای اساطیری در ابتدا به منظور توضیح اسرار زندگی به کار میرفتند اما به تدریج نبرد موجودات افسانه ای و ماجراهای پر آب و تاب قهرمانان چنان شیرین و جذاب شد که با وجود پیشرفت علم و حضور پیامبران موحد، اساطیر باقی ماندند و در تمام هنرها حضور بارزی یافتند.

در این میان اساطیر یونان به دلیل تکیه فراوان ادبیات باستان یونان و بعد ادبیات مدرن جهان بر آنها و همچنین ساده تر بودن ن�
�مهای خدایان به گوش آشنا تر است.از طرفی نباید از تاثیر فراوان فیلمهایی که با تکیه بر اسطوره های یونان تهیه شده است غافل شویم. به همین دلیل معرفی خدایان اساطیری را با معرفی مختصر خدایان المپ آغاز میکنیم.

خدایان المپ یا المپ نشینان
این خدایان 12 تن بودند که پس از سرنگونی تایتانها ( خدایان اولیه) به حکومت پرداختند. کوه المپ محل نبرد تایتانها با خدایان دوازده گانه بود و بعدها هم به عنوان محل زندگی خدایان از آن نام برده شد. تمام المپ نشینان به نوعی با یکدیگر نسبت داشتند و بنا به شرایط زمانه هر از گاهی یک یا چند تن از آنها بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. برای مثال اگر در زندگی واقعی، همسر حاکم یا شخص قدرتمند منطقه از شخصیت قوی یا خانواده مهمتری بود، خدایان زن و به خصوص هرا که خدای مادر بود مورد توجه میگرفت. اگر جنگی در میان بود، معبد خدای جنگ بیشتر مورد توجه قرار میگرفت.

Zeus
سنگ برجسته زئوس به همراه همسرش هرا
زئوس Zeus
زئوس فرزند کرونوس ، تایتان بزرگ، بود. او پدرش را سرنگون کرد و بر سر حکومت با برادرانش پوزئیدونو هادس قرعه کشی کردند، زئوس در نتیجه این قرعه کشی به نام بزرگ خدایان شناخته شد، او فرمانروای آسمان و باران و اسلحه اش آذرخش است که آنرا به سمت کسی که او را ناخشنود کرده ، پرتاب میکرده است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین میکرد دروغگویی و پیمان شکنی بوده است. زئوس هرا را به همسری گرفت اما به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان شهرت داشته است.

Poseidon
پوزئیدون خدای دریا
پوزئیدون Poseidon
پوزئیدون برادر زئوس است و در قرعه کشی که پس از سرنگونی پدرشان انجام شد، دریا را به دست آورد و به نام خدای دریا شناخته میشود. دریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به شمار می روند. پوزئیدون با آمفی تریت که نوه اوسیانوس تایتان آبهای به هم پیوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه او یک نیزه سه شاخه است، که میتواند جهان را بلرزاند و هر چیزی را درهم بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترین خدا است و طبیعتی ستیزه جو و حریص دارد، به همین برای به دست آوردن شهرهای خدایان دیگر، با آنها درگیر میشده است.

Hades
هادس خدار مردگان
هادس Hades
هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش میشدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس خدای مرگ بود
.
هستیا Hestia
هستیا بزرگترین خواهر زئوس و الهه حاکم بر زندگی خانوادگی و به عبارتی اجاق خانه بود. او برای فرار از تقاضای عاشقانه برادرانش پوزئیدون و آپولو، قسم خورد که همواره دوشیزه باقی بماند. هستیا الهه ایست که تخت سلطنتی ندارد، اما نگهداری از آتش مقدس المپ بر عهده او است و به همین دلیل تمام آتشکده ها و اجاقهای منازل از آن او است. هستیا ملایم ترین و مهربان ترین الهه المپ است و سمبل اتحاد بین شهر مادر Metropolis و مردم شهرکها و دهکده هایی است که برای بردن آتش به معبد می آمدند و در واقع اجاق خانه همه مردم از یک آتش گرم میشد.

Hera
Hera نگهبان زندگی
هرا Hera
هرا همسر و خواهر زئوس بود. او نگهبان ازدواج ها بود و به خصوص حامی زنان شوهردار بود. از آنجایی که زئوس با حیله و توصل به زور او را به ازدواج راضی کرد، این ازدواج با کشمکش و ناسازگاری آغاز و با کشمکش ادامه یافته بود. یک بار که غرور زئوس به حد غیرقابل تحملی رسیده بود، هرا با خدایان بر علیه او توطئه چینی کرد و به او داروی مخدر خوراند، سپس با خدایان دیگر او را بر روی تختی با هزاران گره بستند و در باره اینکه باید با او چه کنند به مشاجره پرداختند. بریاروس Briareus که غولی 50 سر و صد دست بود به توطئه پی برد و به خاطر علاقه فراوان به زئوس، به کمک 100 دست خود گره ها را گشود و او را آزاد کرد. خشم فراوان زئوس خدایان را به زانو درآورد و هرا پس از مجازات زجرآور- که به دار آویخته شدن با زنجیری طلایی از آسمان بود- قس
م خورد که دیگر بر ضد شوهرش شورش نکند. با این وجود هرا همواره به خاطر بیوفایی زئوس دسیسه چینی هایی میکرد و کاهی هم موفق میشد تا درس خوبی به شوهر خیانتکار خود بدهد. طاووس و گاو حیوانات مقدس معبد هرا هستند.

Ares
Ares خدای جنگ
آرس Ares
آرس پسر زئوس و هرا و خدای جنگ است. او فردی رشید و زیبا اما بسیار قسی القلب و خونخوار بوده است خواهرش اریس الهه نزاع و کشمکش، یار جدایی ناپذیر او بود. آرس زمانی خوشحال میشد که صدای چکاچک شمشیرها را بشنود، در این زمان او کلاه خود درخشانش را بر سر میگذاشت و سوار بر ارابه جنگ به قلب میدان جنگ میرفت و کاری به برنده و بازنده نداشت، فقط به دنبال خونریزی بود. کسانی که همواره همراه او بودند درد، اضطراب، قحطی و گمنامی بودند. هرا و زئوس هردو به آرس بیعلاقه بودند و او بیشتر توسط اهالی تراسیا که مردمی وحشی و خشن بودند پرستیده میشد. کرکس و سگ جانورانی بودند که در کنار این خدا تصویر میشدند.

Athena
Athena الهه شهر، صنایع دستی و کشاورزی
آتنا Athena
آتنا، الهه باکره، دختر زئوس است و مادری ندارد، زیرا به صورت زنی کامل و سراپا پوشیده در زره و اسلحه از پیشانی زئوس خارج شده است. علی رغم اینکه او در نبرد شجاع و خشن بوده اما زنی جنگجو به شمار نمی آمده زیرا نبردهای او همه برای دفاع از حریم خانه و شهر در مقابل دشمنان بوده است. آتنا الهه شهر، صنایع دستی و کشاورزی است. او برای تربیت و رام کردن اسب، افسار را اختراع کرد و از دیگر نو آوریهای او میتوان به ساختن ترومپت، فلوت، دیگ، شن کش، گاوآهن، کشتی و ارابه اشاره کرد. او تجسم دانایی، منطق و پاکی بوده و فرزند محبوب زئوس به شمار می آمده است. به همین خاطر اجازه داشت تا از اسلحه پدرش- صاعقه- استفاده کند. شهر محبوب او آتن، درخت مورد علاقه اش زیتون پرنده او جغد بوده اند
آفرودیت Aphrodite
آفرودیته (به یونانی)، در اسطوره‌های یونان، خدای عشق است. در اساطیر رومی با ونوس برابر است.
او دختر زئوس و دیونه و از خدایان اولمپ و الهه عشق، زیبایی و شوره جنسی بود. در برخی روایات او را برآمده از کف دریا می‌دانند. همسر هفایستوس بود اما با بسیاری از خدایان و افراد زمینی رابطه داشت و از هر کدام فرزندانی آورد. بعد از تولدش زئوس میترسید که خدایان بر سره ازدواج با آفرودیته با هم به نزاع بپردازند به همین خاطر او را به همسری هفایستوس درآورد. او به سختی باور می کرد که تا این حد خوش شانس باشد و از تمام قابلیت های خود استفاده می کرد تا بیشترین جواهرات را برای او درست کند.او یک کمربند زیبا از طلا با بافت جادویی و ملیله دوز برای او درست کرد.
آفرودیته معشوقات بسیاری در میان خدایان و افراد زمینی داشت، از جمله معروف ترین معشوق زمینی او شاید آدنیس باشد. برخی از فرزندان او عبارتند از اروس انتروس ، هایمنایس و آینایاس با معشوق تروجانی خود انکایسز . در ماجرای اعطای «سیب زرین»، به پاریس ، قول زیباترین دختر زمین، هلنه را داد که موجب آغاز جنگ تروا شد.
دیونیسوس Dionysus
دیونیسوس ایزد شراب در یونان باستان، با اصلیت تراکیه‌ای (تراس) بود. یونانیان و رومیان وی را با نام باکوس هم می‌شناختند. او فرزند زئوس و زنی میرا به نام سمله بود. دیونیزوس نه تنها ایزد شراب با قدرت مست کنندگی اش بود، بلکه نماد تمام آیین‌ها و آثار شراب در جامعه بود
.
Demeter دیمیتر
دیمیتیر خدای کشاورزی در یونان باستان بود.او یکی دوازده خدایان المپ نشین بود.او دختر کرونوس و رئا بود و در عین حال خواهر زئوس بود
.
آرتمیس Artemis
آرتمیس از ایزدان اسطوره‌ای یونان و خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی، دختر لتو و زئوس، و خواهر دوقلوی آپولو. آرتمیس یکی از الهه های باکره المپ به شمار میرفت. او به تیر و کمانی که به وسیلهٔ
هفائستوس و سیکلوپ ها ساخته شده مجهز بود.
بر اساس افسانه، آرتمیس یک روز قبل از آپولو به دنیا آمده بود. او در جزیرهٔ ارتیجیا به دنیا آمد، سپس بلافاصله پس از تولدش به مادرش در گزشتن از تنگهٔ دلوس کمک کرد جایی که آپولو بدنیا آمد
.
آپولو Apollo

آپولو، خدای عقل ، روشنایی (خورشید)، هنرها و پیشگویی در اسطوره‌های یونان است.

وی پسر زئوس و لتو و برادر دوقلوی آرتمیس بود. محل تولّدش جزیرهٔ دلوس است. وی در دلفی معبدی داشت که یونانیان باستان، پیشگوی آن را روشن‌بین می‌دانستند.
آپولو اژدهایی به نام پیتون را کشت و در جای وی (دامنهٔ کوه هلیکون) با موزها (دختران زئوس و تمیس، ایزدبانوان هنرهای نه‌گانه) که ملازمانش بودند مسکن گرفت. او چنگ را که اختراع هرمس بود، ساز مخصوص خود کرد و خدای موسیقی و آوازهای خوش گشت. او پدر آسکلپیوس (ایزد پزشکی) و محافظ شهر تروآ بود.
از القاب او می‌توان به لوکئوس، فویبوس و ناموئیس اشاره کرد
.
هفائستوس Heohaestus
پسر زئوس و هرا
او به خاطر طرفداری از مادر توسط زئوس به زمین افکنده شد و لنگ شد. در روایتی دیگر لنگ به دنیا آمد و به همین سبب از آسمان‌ها رانده شد. صنعتگر ورزیده‌ای بود و در جزیرهٔ لمنوس زندگی مي‌کرد. پاندورا از ساخته‌های اوست. در اساطیر رومی با وولکانوس مطابق است
.
Persephone پرسفون
پرسفون در اسطوره‌های یونان ملکه جهان زیرین است. فرزند ربوده شده دیمیتر و زئوس بود. پرسفون یک زن جوان زیبا بود که همه او را دوست داشتند، حتی هادس نیز او را برای خود میخواست. یک روز وقتی او در حال جمع کردن گلها در دشتی به نام انا بود، ناگهان زمین شکافته شد و هادس از آن بیرون آمد و پرسفون را ربود. هیچکس به غیر از زئوس و خدای جوان خورشید، هلیاس متوجه این ماجرا نشد.
دیمیتر با قلبی شکسته بر روی زمین به دنبال دختر خود میگشت تا اینکه هلیاس آشکار کرد که چه اتفاقی افتاده است. دمتر بسیار خشمگین شد و خود را در تنهایی اسیر کرد، و بدین سبب زمین حاصلخیزی خود را از دست داد. زئوس با داستن اینکه این موضوع بیشتر از این نمیتواند ادامه پیدا کند، هرمس را نزد هادس فرستاد تا پرسفون را آزاد کند. هادس با بی میلی این درخواست را قبول کرد اما قبل از اینکه او آنجا را ترک کند به او یک انار داد و وقتی او آنرا خورد، تا ابد در دنیای زیرزمین گرفتار شد.
در زبان رومی نام او به معنی «کسی که نور را نابود ساخت» است
.
هرمس Hermes
هرمس آخرین خدای مورد توجه هومر از مجموعه ی خدایان اُلمپ است: در ایلیاد و اودیسه جز در اشاره ای کم رنگ از دیونیزوس نشانی نیست. در این روایت مختصر مادر دیونیزوس میرا و از فرزند او در شمار قهرمانان یاد شده است. مادر هرمس ( دختر اکلس ) مایا از نمف ها و با این همه بدان سان که از نام مایا بر می آید خدابانویی مادر است. هرمس در نقش خدای گله های و به ویژه در آرگوس و در ارتباط نزدیک او با دودمان آترئوس (آتره) و در آرکاریا ( آرکاری ) زاده هرمس خدای گله های گوسفند است. پیوند هرمس با گله ها و شبان خدایی هرمس را با رویکرد های دیگر و افسونگری و جادو نیز پیوند می دهد. به سبب این رویکرد ها است که هرمس به هیئت مسافری در می آید که تندیس سنگی او راهنمای جاده ها، مکان های مقدس و جدا کردن مرز چراگاه ها از روستاها و شهرها است و بدین طریق هرمس پاسدار شبانان می شود. هرمس در هیئت مسافر و افسونگر، انسان ها را همراهی و در بسیاری از مشکلات به یاری آنان می شتابد. هرمس را چوبدستی یا عصایی است ( که در روایتی از طلا و آن را از آپولو به پاداش می گیرد. در بالای این عصا دو بال و دو مار به هم پیچیده در دو جانب عصا قرار دارند. ) و افسون های خود را به یاری این عصا جاری می سازد. این عصا در کارهای مختلف هرمس و از آن شمار در سایکوپومپوس با راهنمای ارواح به جهان زیرین کاربرد دارد. هرمس پیامبر زئوس و خدایان و در این کار عصای رسالت را در دست دارد. هرمس در اودیسه از چنین نقشی برخوردار است اما در ایلیاد این نقش به ایریس یعنی رنگین کمان واگذار شده است. در سرود شش و تدی ستایش هرمس از سده ششم پیش از میلاد تنها از روز نخست تولد
این شبان خدای جادوگر یاد می شود: زاده ی بامداد به نیمروز آن بامداد چنگ نواخت و شامگاه همان روز نرگاوِ آپولون کماندار ِبزرگ را دزدید. در روایتی هرمس در غاری در کوه سیلن در جنوب آرکاریا زاده شد. مایا این پسر را نیمه شب و زمانی که همه خدایان و از آن شمار هرا در خواب بودند از زئوس باردار شد و ( در چهارمین روز ماه، زمانی که به او اختصاص داشت. ) هرمس را زایید. پس از تولد، هرمس را نوارپیچ و قنداق کردند و به جای گهواره در سبدی نهادند و هرمس در همان روز چندان دست و پا زد که قنداق را گشود و به جستجوی گاوان آپواو بر آمد. هرمس در خرمنگاه لاک پشتی را یافت و از کاسه ی لاک پشت چنگی ساخت که نخستین چنگ جهان بود و با آن سرود تولد خود را نواخت. تمام آن روز را از شامگاه و غروب خورشید هرمس به طرح نقشه دزدیدن گاوان آپولو پرداخت و شبانگاه دوازده ماده گاو، صد گوساله ماده و چند نر گاو را از اصطبل پیریا که گاوان آپولو را در آن نگهداری می کردند دزدید. هرمس برای گم کردن رد پای خود و گاوها کفش روبرفی بزرگی از چوب درست کرد و بر روی شن ها به اسکی پرداخت و گاوان را به غاری در پیلوس برد. هرمس در پیلوس آتشی افروخت و دو نرگاو را برای خدایان قربانی و بقیه گاوها را در غار نهان کرد و با در آمدن به شکل مه از روزن غار زادگاه خود در سیلین گذشت و دوباره خود را قنداق پیچ کرد.
.

.
جانوران افسانه ای در یونان باستان
.
Chimaera
Chimaera ترکیبی از شیر ، بز و مار
آرگوس : آرگوس، یکی از قهرمانان اساطیر یونان است که به آرگوس مشاهده گر مشهور است. علت این نام گذاری تعداد فراوان چشمان او بوده که در بعضی روایات 4 چشم و در بسیاری از داستانها و نقاشیها دارای 100 چشم بوده است که در سراسر بدن او قرار داشتند. این خاصیت، آرگوس را به یک نگهبان ایده آل مبدل کرده بود و هرا، همسر زئوس، او را برای نگهبانی زئوس و معشوقه اش ایو Io، گماشته بود. اما زئوس به هرمس، پیغامبر خدایان، دستور داد تا ایو را برباید و هرمس خود را به شکل چوپانی درآورد و با حکایتهای طولانی و آوای نی خود، آرگوس را به خواب برد و ایو را دزدید. در بعضی از داستانها، آرگوس در آخر به دست هرمس کشته میشود.

کایمرا : کایمرا فرزند اژدهایی صد سر به نام تایفویوس و موجودی نیمه پری، نیمه مار به نام اکیدنا است و یکی از معروفترین هیولاهای اساطیر به شمار میرود. کایمرا موجودی با دو سر شیر و بز در یک سو و دمی با سر مار از سوی دیگر بوده است. بدن او هم نیمی شیر و نیمی بز بوده و از دهانش آتش میریخته است. این هیولا ، با از بین بردن گله های دامداران و حمله به مردم، موجب وحشت اهالی لیسیا بود و به دست مردی به نام بلروفون از اهالی کورینت (قرنت) کشته شد.

سایکلوپ ها : یونانیان خدایان و هیولاها را فرزندان تیتان ها- خدایان اولیه- میدانستند که بیشتر آنها فرزند گایا الهه مادر و اورانوس بودند. اورانوس خدای آسمان و فرزند گایا بود و گایا خود به تنهایی او را به وجود آورده بود. این دو با یکدیگر فرزندان بسیاری به وجود آوردند که شامل 12 تن از تایتان ها نیز هست. سایکلوپها، که غولهایی یک چشم بودند، سه نفر بودند و نماد رعد، برق و صاعقه به شمار می آمدند. این غولها، اولین آهنگران بودند و توسط تایتانی به نام کرونوس ، زندانی شدند. زئوس، هنگام شورش بر علیه تایتانها، سایکلوپ ها را آزاد کرد و در عوض آنها اسلحه معروف او، صاعقه و تندر را به او هدیه دادند.

Cerberus
Cerberus سگی با سه سر
اکیدنا : هیولای مونثی که نیمی پری و نیمی مار بود و در غاری زندگی میکرد. او تنها هنگام شکار غار را ترک میکرد و هر موجودی که از آن حوالی میگذشت را میخورد. این موجود فانی اما درای عمری طولانی بود و توسط آرگوس کشته شد.

هکتاتون کایرس : هکتاتون کایرس به معنی «صد دست» است. این موجودات با 50 سر و 100 دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجود صد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آنها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس(برادرشان) باز هم آنها را به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتانها پرداختند. آنها میتوانستند در آن واحد چندین تخته سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتاب کنند.

غولها : غولها، موجودات عظیم الجثه ای بودند که د
ر اثر بر زمین ریختن خون اورانوس به وجود آمده بودند. آنها به زئوس و خدایان المپ نشین حمله کردند و برای رسیدن به مقر آنها، بالای ک.هی رفته و با روی هم گذاشتن تجهیزات جنگی خود، راهی برای رسیدن به مقر خدایان ایجاد کردند. خدایان در نهایت توانستند با کمک هرکول، قهرمان اساطیری و فرزند زئوس، غولها را شکست بدهند و آنها را در زیر آتشفشانها دفن کنند.

گورگون ها : در اساطیر یونان، گورگون هیولایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره ای چنان زشت بوده اند که هر کس به آنها نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودان بودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده میکردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند.

Medusa
تصویر گرافیکی Medusa
مدوزا : مدوزا در ابتدا دوشیزه ای بسیار زیبا بوده است، اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا میکند، موجب خشم این الهه میشود و آتنا، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگون در می آورد. از آنجایی که مدوزا در اصل انسان بوده است، فانی بوده و در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسیوسکشته میشود. پرسیوس که تحت حمایت آتنا به نبرد با مدوزا رفته بود، موفق میشود بت هوشمندی سر او را از بدن جدا کند. گفته میشود که در این زمان، دو تا از موجودات افسانه ای، پگاسوس و کریسائور که فرزند مدوزا و پوزئیدون بوده اند، از بدن مدوزا خارج شده اند.

تایفویوس : تایفویوس، اژدهایی با نفس آتشین، صد سر و خستگی ناپذیر بوده است. گایا، در اوج نا امیدی او را به دنیا آورد تا از تایتانها در مقابل المپیان محافظت کند. او تا حد زیادی موفق میشود و تعدادی از خدایان المپ را فراری داده و زئوس را به بند میکشد. هرمس به نجات زئوس میآید و زئوس هم با استفاده از تیرهای صاعقه، تایفویوس را از بین میبرد. گفته میشود که تایفویوس زیر کوه اتنا در سیسیل دفن شده است.

سربروس : سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفویوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود میداده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین میشده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگزرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش یوریدیس برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس پیشکش کند.

سیرن ها : سیرن ها خواهرانی بودند که در بخشهای پر صخره دریا میزیستند. آنها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریانوردان را با آوای خود گمراه کرده و به کام صخره های مرگ آور میکشیدند. گفته میشود که این چهار خواهر، فرزندان آکلوس خدای طوفان بوده اند.

Pegasus
Pegasus یا اسب بالدار
پگاسوس : پگاسوس اسبی بالدار و فرزند رابطه مدوزا و پوزئیدون است. او زمانی که سر مدوزا توسط پرسیوس از تن جدا شد، به دنیا آمد و توسط بلروفون اهلی شد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، مرکب او بود و به او در از بین بردن کایمرا کمک کرد. اما زمانی که بلروفون میخواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.

کریسائور : کریسائور، دومین فرزند مدوزا و پوزئیدون است. درباره این موجود اطلاع زیادی در دست نیست، تنها میدانیم که او به احتمال زیاد یک غول بوده و جنگجویی قدرتمند به شمار می آمده است و نام وی شمشیر طلایی معنا میدهد.
—————
منابع نامها در ویکی پدیا فارسی
.
اساطیز یونانی به فارسی
.
اساطیر یونانی به انگلیسی
.
شجره نامه های خدایان و….یونان باستان
———
باتشکر از «سحر شهاب» و بانک مقالات سیمرغ
Advertisements

About this entry