در جستجوي ناكجا آباد

دوشنبه بيست و هشتم مرداد ماه 87 -در جستجوي ناكجا آباد
.
روزهاي آخر مرداد است و من با آخرين تابستانم در شهر خداحافظي ميكنم …خوب متاسفانه دلم براي اينجا تنگ نمي شود ….منصف باشم و صادقانه بگويم دلم كمي هم تنگ مي شود …اما خوب گاهي فكر ميكنم بهتر است داستان را تمام كنم و خيلي صادقانه اعتراف كنم كه ديگر نمي توانم بمانم …راستش را بخواهي خسته شده ام از انبوه دود و ترافيك و مردمي كه يادشان رفته است كه آسماني (سابقا» به رنگ آبي) در بالاي سرشان است
.
نمي خواهد ياد آوريم كنيد كه آسمان در تمام شهرهاي دنيا همين رنگ است …خوب ميدانم …اما خوب هم ميدانم كه داستان اين شهر براي من تمام شده است …ميداني…گاهي يك چيز تمام مي شود ….هرچه نگاه ميكنم دليلي براي ماندن نميبينم…تبريك ميگم …ديگري برنده شد …نميدانم كه اين ديگري يا هرچه اسمش را ميگذاريم چيست؟ …سياهي است يا هرچه اما او برنده شد ..و خوب هم برنده شد …ومن كه روزي تصور ميكردم ريشه هايم آنقدر قوي و استوار است كه هيچ چيز نمي تواند مرا از خاكم جدا كند…چمدانم را جمع كرده ام …و روزهاي تقويم را ميشمارم كه كي از اين ناكجا آباد به ناكجا آبادي ديگر ميروم
.
باغچه را به پوريا سپردم كه مرتب آن را آب بدهد ..خوب ميدانم كه گاهي فراموش ميكند ….كتابها هم يواش و يواش حواله كارتن هاي مقوايي ميشوند …فكر كنم بايد بدهم خميرشان كنند …بهتر است كه خوانده نشوند…مثل يادداشتهاي دفتر خاطراتم و شايد همين بلاگ…..فكر ميكنم آرشيو فيلم و موسيقي به امير پيوند يا مهسا برسد…والباقي هم به كام سمسار و سطل زباله …فكر ميكنم كه بايد از چند نفر خداحافظي كنم …دفتر تلفن را برميدارم…نگاه ميكنم …گوشي را زمين ميگذارم…فكر ميكنم با خيلي ها قبلا» خداحافظي كرده ام …..خوب كه فكرش را ميكني خنده ات ميگيرد ….مطابق معمول ميخندم….فكر كنم كه بايد يك سيگار روشن كنم و بعد ادامه بدم
………
…………
یاد فیلم یافتن ناکجا آباد افتادم و خاطره روزهای کودکی
Finding Neverland
http://www.imdb.com/title/tt0308644/
کارگردان: مارک فورستر
http://en.wikipedia.org/wiki/Marc_Forster
.
بازيگران: جانی دپ، کيت وينسلت، جولی کريستی، فردی هايمور و داستين هافمن
محصول سال 2004 آمريکا – پخش: ميرامکس
يافتن ناکجا آباد، داستان زندگی جيمز ماتيو باری، نويسنده ای است که با خلق نمايشنامه پيترپن برای کودکان به شهرت رسيد
.
مارک فورستر، روايت خود را از اين زندگی نامه از زمانی آغاز می کند که جيمز باری در بدترين دوران زندگی کاری و خصوصی خود قرار دارد؛ رابطه او با همسرش (با بازی رادا ميچل) پر تنش شده است و تازه ترين نمايشنامه اش نيز با شکست روبرو شده تا آرزوهای او برای پيشرفت در اين حرفه دور از دسترس به نظر بيايند
.
در چنين شرايطی است که باری هنگامی که با سگ خود در پارکی در لندن قدم می زند با خانواده ای آشنا می شود که الهام بخش او برای خلق نمايشنامه ماندگارش خواهند شد؛ پيتر لولين ديويس، پسربچه کوچکی که همراه سه برادر خود در پارک بازی می کند، توجه جيمز باری را به خود جلب می کند تا دوران تازه ای در زندگی حرفه ای او رقم بخورد
.
توجه اين نمايشنامه نويس به پيتر، سه برادرش و مادر بيوه شان، سيلويا ديويس، چنان است که زندگی خانوادگی او را بر می آشوبد، حساسيت همسرش را به بار می آورد و اهانت مادر سيلويا (با بازی جولی کريستی) را بر می انگيزد. اما در عوض دنيای کودکانه اين پسران (به ويژه پيتر که جديتی غيرمعمول دارد) منبع بی پايانی از الهام برای خلق ناکجا آباد، سرزمين خيالی پيتر پن را به همراه می آورد
.
در حقيقت، اين تنها کودکان نيستند که چشمان جيمز باری را به «ناکجا آباد» باز می کنند بلکه بينش و تخيل فوق العاده اوست که راه را برای آفرينش دنيايی خيال انگيز و کودکانه هموار می کند؛ دنيايی که کودکانش نمی خواهند بزرگ شوند

.
رويايی ترين تصورات جيمز باری که پايه و اساس اثر مشهور او، پيتر پن را شکل می دهد، از لحظاتی زمينی و روزمره برگرفته می شوند؛ جست و خيزهای پسربچه ها روی تخت خوابشان در نگاه و تصور باری، کودکانی را مجسم می کند که از پنجره اتاق به بيرون پرواز می کنند
.
مارک فورستر به خوبی توانسته است تماشاگران فيلم را در لذت اين خيال پروری ها شريک کند تا رويابافی های جيمز باری، با بازی جانی دپ که در نقش شخصيتهای عجيب و غريب خبره شده است، باورکردنی تر باشد
.
نمايشنامه نويس روياباف، روزبه روز وقت بيشتری را با خانواده ديويس می گذراند و به غيبت و شايعه سازی اهالی شهر مجال بيشتری می دهد. اما او نه تنها در اين کودکان منبع لذت بخشی از الهام و خيال می بيند بلکه دغدغه زندگی و سرنوشت اين خانواده بخت برگشته را نيز دارد
.
چهار پسربچه ای که از داشتن پدر محروم هستند نيز در حضور همنشين تازه و سرخوش خود، روزمرگی ها و تلخی های زندگی را کنار می گذارند
.
پيوند جيمز باری با اين کودکان، هرچند که در برابر زخم زبان مادربزرگشان و کج خلقی همسر باری مقاوم می ماند اما سرانجام با چالش دشوارتری روبرو می شود؛ شايعاتی که اندک اندک در ميان دوستان و همکاران جيمز باری می پيچد، سرانجام او را متهم می کند که علاقه اش به پسربچه ها و به ويژه پيتر، انگيزه ای ناپاک دارد و از تمايل جنسی به کودکان سرچشمه می گيرد
.
به اين ترتيب ادامه اين رابطه برای جيمز، سيلويا و چهار فرزندش سخت تر می شود
.
اما با همه سختی ها و تلخی ها، يافتن ناکجاآباد می کوشد تا به تماشاگرانش همان پندی را بدهد که خانواده ديويس در آشنايی با جيمز باری آموختند؛ اينکه ناگواری زندگی واقعی را می توان با شيرينی و لذتی جبران کرد که در دنيای روياها جاری است
.
.
جیمز متیو بری – خالق شخصیت پیترپن
http://en.wikipedia.org/wiki/J._M._Barrie
.
….
.
پیترپن
http://en.wikipedia.org/wiki/Peter_Pan
…..
.
براي همتون روياهاي شيريني آرزو ميكنم
Advertisements

About this entry