Entry for June 23, 2008

كجا و چه روزي چه فرقي ميكند??!!ا
.
انقدر به مكان وزمان بسته شده ام كه گاهي فكر ميكنم هيچ گريزي نيست … مثل يك مختصات معلوم كه مدام مرا تعقييب ميكند …يك سايه و شايد هم تصويري از خودم ….خيلي پيشتر ها در هيچ زمان ومكاني نبودم …مثل يك جمله يا عبارت مجهول در ميان فرهنگ لغت و صفحاتش تاب ميخوردم…گاهي در همه صفحات بودم و گاهي هم هيچ جا….اما اين روزها مكان ها به من چيره ميشوند …و انگار كه هر مكاني ياد آور چيزيست…گنگ و مبهم و خاطراتي كه زمان هم بر آنها چيره شده
..
گاهي فكر ميكنم كه آسمان به چه وسعت است ؟ آيا راست است كه ميگويند بي انتهاست ؟ گاهي دوست دارم كه به علم هم شك كنم و بياندازم دور اين كوه قوانين بي تغيير را كه مرا به زمان و مكان زنجير كرده اند
..
خيلي پيشتر ها فيلمي ديدم به نام «خيابان آتش» و دليل علاقه بسيار من به اين فيلم اين بود كه داستاني را تعريف ميكرد بدون زمان و مكان …هيچ چيزي به هيچ چيزي ختم نميشد ..وهيچ كس درهيچ زماني نبود….و خوب خاطره اي بود …نوعي تجربه همراهي با سيال زندگي اما فارغ از زمان ومكان
فيلم توسط «والترهيل» كارگرداني شده…و به زعم منتقدين يكي از بهترين فانتزي هاي راك مي باشد
Walter Hill
http://www.imdb.com/name/nm0001353/
.
Street of Fire
http://en.wikipedia.org/wiki/Streets_of_Fire
Advertisements

About this entry