آخرين خداحافظی

دوشنبه ششم خرداد 87 – راه و ساختمان
.
صبح خيابون جردن كار داشتم …و گرفتار ترافيك ابلهانه اين خيابون شدم ..گاهي فكر ميكنم كه چقدر اين خيابون و جذابيتهاش باعث اين ترافيك ابلهانه ميشه …نميدونم كه عمق بلاهت در ميون ما اينقدر رشد كرده كه در تمام گوشه و كنار زندگيمون رسوخ كرده
.
ديشب يكي از هم دانشگاهي هاي دوره ليسانس رو ديدم به نام «فرشاد م» …هميشه برام خيلي دوست داشتمي و عزيز هست …فرشاد به همه چيز در زندگي نگاه كودكانه اي داره و در برخورد با هر پديده اي ميتونيد نگاه شگفت زدش و ذوق زدگيش رو حس كنيد … يادم مياد كه در محوطه دانشگاه با چه ذوق زدگي …چمن ها رو نگاه ميكرد و از حضور گنجشكها چه شاد مي شد …. و چه متعجب به روابط ميون دانشجو ها نگاه ميكرد….بعد هشت سال هيچ تغييري نكرده بود و همون فرشاد هميشگي بود…اين روزها آدمهاي اصل و خالص چه ناياب شدن ..انگار كه يك جريان نامريي داره همه چيز رو به طرف تقلبي شدن سوق ميده …حتي اين روزها از بكار بردن بعضي واژه ها و كلمات اكراه دارم….مدام مزه مزه ميكنم كلماتم رو كه تقلبي نباشن
..
با «خيلي خيلي عزيزي…» داشتم صحبت ميكردم …در مورد كمك به ديگران صحبت شد … من در اين مورد نظر خاصي دارم كه گاهي كمك به ديگران و دلسوزي براشون نه تنها اونها رو از موضع ضعف خارج نميكنه ..بلكه كمك گيرنده بعد از مدتي از مورد توجه قرار گرفتن اينقدر لذت ميبره كه براي حفظ توجه كمك كننده …هرگز خودش رو از موضع ضعف خارج نميكنه…و اگر اين لذت به كمك دهنده هم تسري پيدا كنه ..اونوقت شاهد يك رابطه وحشتناك خواهيم بود كه هميشه يكي در نقش كمك كننده باقي ميمونه و يكي هميشه نقش ضعيف و آدم شكست خورده رو بازي ميكنه ….شناخت اينكه حد كمك به ديگران در مسايل عاطفي بايد چقدر باشه كه اونها تبديل به انسانهاي ضعيف دايمي نشوند ..احتياج به بينش عميقي داره …از خدا ميخوام چنين بينشي رو به من بده
يكي از موسيقي هاي مورد علاقه من هم به سبب تصنيف موسيقيش و ژانر اون و هم به سبب شعر زيباش «يك آخرين خداحافظي» اثر گرو «آنادما» هستش
آنادما در زبان يوناني هديه ايه كه بشر براي خدايان ميفرسته
آنادما در زبان يوناني Anathema
http://en.wikipedia.org/wiki/Anathema
گروه (آناتما)آنادما Anathema
http://en.wikipedia.org/wiki/Anathema_%28band%29

آنادما يك گروه موسیقی انگلیسیه كه به سبك دوم متال فعاليت مي كنه. سبك دوم متال سبكيه كه بيشتر حالات ترس،‌ پشيماني و تنهايي را القا مي كنه.آناتما يكي از سه گروه دوم متال دهه ي نوده كه در انگليس مردمي شده و به درستي كه به راه درازي قدم گذاشته. سه گروه آناتما، ماي داي اينگ براید و پرادايز لاست همه يك سبك مشابه را كار مي كنن، اما از زماني كه جدا شدند، ماي داي اينگ براید به سبك اصلي بيشتر نزديك موند، پرادايز لاست به سمت آهنگ هاي مردمي منحرف شد و آناتما بيشتر يا كمتر در راهي ميان اين دو قدم برمي داشت.

مدت كوتاهي پيش از انتشار آلبوم a fine day to exit، dave pybus رفتنش رو از گروه براي پيوستن (به طور طعنه آميزي) به كرادل او فيت اعلام كرد و در مارش 2002، Daniel cavanah جداييش رو از گروه و پيوستنش رو به گروه antimatter که گروه Dancan Patterson بود، اعلام كرد. اما به آناتما برگشت و در سال 2003 گروه آلبوم a natural disaster رو انتشار داد و يك مسافرت كاري رو در اروپا شروع كرد. اين مجموعه مورد آزمايش نوعي نمايش تكراري ديگه هم قرار گرفت كه بزرگ ترين منبع الهام اون ها «پينك فلويد» بود.
امروزه موسيقي آناتما تمام ارتباطش رو با گونه ي متال يا دوم از دست داده، اما يك آواي مترقي و رويايي داره. اين عاريه بيش تر به آثار ريديوهد، جف بوكلي و مخصوصاً پينك فلويد شبيه ه، كه يك تاثير بزرگ براي گروه داشته…..!

گروه آناتما يكي از خوش نام ترين گروه هاي دوم گوتيكه. دوم گوتيك يك پديده ي حقيقي موسيقيه كه از زمان ورود متال انگليسي با طوفان و تحميل، به عنوان يك سبك منحصر به فرد افراد زیادی اون رو دنبال مي كردن و سعي مي كردن از اون تقليد كنن. آناتما از ليورپول آمد و خالق اون برادران كاونا (ويني ،دني و جيمي) بودند. در ابتدا گروه با نام «pagan angel» شروع به عرضه ي آثار خود به شكل سنتي ميکرد.
در نوامبر سال 1990 اونا اولين نمونه ي كارشان را ارائه دادند، «an illiad of woes » كه ظرفيت گروه رو علي رقم شرايط ضعيف ضبط در اتاق ضبط محلي ام اي نشون داد. البته اين نمونه ي كار تنها بر اثر پا فشاري دوستان و فقط براي خود گروه بود. بعد از انتشار اين اثر گروه نام خودشو به آناتما كه نامي اسرار آميزه تغيير داد. داشتن كنسرت و نوازندگي هاي پيشين اون ها در گروه هاي «پرادايز لاست» و «بلاث ترون» باعث شد كم كم طرفداران آن ها افزايش پيدا كنند.

در جولاي سال 1991 گروه دومين نمونه ي كارشون یعنی «all faith is lost » و اولين كار رسمي رو با نام «they die» كه باز در ام اي ضبط شده بود منتشر كرد كه با استقبال گسترده ي مردم و توجه منتقدان رو به رو شد. اين مجموعه شامل 4 آهنگ بود كه باعث تحريك يك شركت ضبط سوييسي شد تا مجموعه اي رو با نام «they die» ضبط و تكثير كنند. اين مجموعه شامل دو آهنگ فديمي و شناخته شده ي گروه به نام «they die» و «The Crestfallen» بود. در همين زمان و قبل از اون كه گروه به طور كامل مستقل شه جيمي كاوانا گروه را براي ادامه ي تحصيل ترك گفت و بعد از اون دانكن پترسون به پيشنهاد دانيل كاوانا وارد گروه و بعد هم ماندگار شد. دو مجموعه ي منتشر شده ي گروه كه توجه شركت ضبط Peaceville Records را جلب كرد و هامي از طرف اين شركت كه در يكي از اجراهاي زنده ي گروه شركت كرده بود به اونا پيشنهاد انتشار مجموعه ي جديدي كرد.
نام اين شركت براي نو انديشان و گروه هاي مبتكر شناخته شده است. اولين همكاري اونا با اتاق ضبط Peaceville و تهيه كنندگي هامي ، ضبط آهنگ «حماسه ي عاشق دل خسته» بود.بعد از اون آناتما قرار دادي با Peaceville براي تهيه ي 4 مجموعه بست.
در 1992 آناتما كه يك گروه سنتي شده بود مجموعه ي « The Crestfallen » را منتشر كرد. يك مجموعه ي پر گنجايش كه براي اولين بار چيزي رو نشون داد كه آناتما مي تونست باشه.بعد از انتشار اين مجموعه هم راهي با اجراهاي يك گروه امريكايي با نام كاميب كريپس در انگليس موفقيت زيادي رو براي گروه به هم راه داشت. در تابستان سال 1992 اونا به عضويت انجمن ضبط در اومدند و در نوامبر همون سال اولين مجموعه ي مستقل خودشون رو ضبط كردند.
براي آناتما اين يه غافلگيري نبود كه اولين مجموعه ي معرف اونا « Serenades » يك سال بعد به يك موفقيت بدل شد. « Serenades » با ضربه هاي آرام آهنگ هاي رويايي شوم و ترانه هاي درون گرا كه تمام هراس هاي تاريك هم سو با موسيقي مذهبي رو كاوش مي كرد يك اعمال سبك و يك هنر موسيقي ناب بود. اين مجموعه باعث شد كه در فهرست متال اينديا مقام دوم رو به دست بيارند و نشريه ي «متال هامرز»‌ اونو مجموعه ي ماه معرفي كرد. هم چنين «شبكه ي mtv» نيز نماهنگ «sweet tears » رو از همين مجموعه به عنوان بهترين ترانه ي شبكه معرفي كرد.
بعد گروه آناتما در كنسرت هايي در اروپا و بعد در دوره برنامه هاي «سر زن هاي mtv» شركت كرد و با گروه هايي هم چون «ماي دايينگ برد» و «اد د گيتس» برنامه اجرا نمود. اولين اجراي اروپايي اين گروه در سال 1994 و با اجرايي در يك جشنواره ي زنجيره اي در رماني، هلند، بلژيك و ايرلند صورت گرفت. بعد در ژانويه ي همون سال در آلمان به هم راهي گروه «گرادل او فلث» و «ات تگز» به گشت و گذار پرداختند. اجراهاي بعدي اونا با گروه تازه تاسيس فنلاندي «گاد فورسالوم» و «پاجينزيس» در آلمان، استراليا، سوييس و سپس در روماني و برزيل ادامه پيدا كرد. در آگوست سال 1994 هم اجراهاي پي در پي باعث شد آناتما گروه اول جشنواره ي مستقل راك بشه.

يك مجموعه ی كوچك با نام « PenteCost III » در ماه مي سال 1995در اتاق ضبط حرفه اي خودشون اجرا كردند. در همون سال كه دومين مجموعه ی خودشونو را ضبط كردند مجبور به تعویض خواننده شدند و نوازنده ي گيتار وينسنت كاوانا بخش خوانندگي رو بر عهده گرفت و دارن وايت به عنوان خواننده ، گروه رو ترك كرد و به گروه «د بلاد دراي اينگ» پيوست. اين تغييرات باعث شد اين مجموعه با تاخير روانه ي بازار بشه. در نتيجه اعضاي گروه تصميم گرفتند براي نمايش تركيب جديد خود در كنسرتي به هم راهي گروه «كاذدرال» در انگليس شركت كنند. نتيجه « The Silent Enigma » بود. يه كار بسيار فراز جويانه كه يه سادگي در ساختار آهنگ رو به نمايش گذاشت، توليد كننده ي نواهاي سرشار از يه روان و احساس و توانايي عظيم ظرفيت بيان ترانه ها كه به وسيله ي گروه افزايش يافته بود. اين اثر در اتاق ضبط شركت لينوكس در شهر نيوكاسل ضبط و تكثير گرديد. البته به غير از آهنگ « alone » كه با هم كاري خواننده ي زن «ربكا ويلسون» در اتاق ضبط ام اي ضبط گرديد، تمامي مجموعه در اتاق ضبط لينوكس تهيه شد. اين مجموعه همون سال در مقام بالايي در جدول فروش قرار گرفت. گروه در اين مجموعه پخته تر نشون میداد.
بعد به همراهي گروه «پرادايز لاست» اجراي زنده اي در انگليس داشتند و در جشنواره ي «داينامو» در هلند هم شركت كردند. مجموعه ي بعدي با نام «Eternity » كه در سال 1996 منتشر شد يه تغيير بنيادين رو نشون داد، به عنوان تكامل آشكاري بود كه مجموعه رو نسبت به انتشارات قبلي بسيار به (پراگرسيو متال) نزديك ساخت.
به خصوص خوانندگان گروه اظهار داشتند كه با ذكر مسايل عشق و مرگ در محتواي ترانه ها به عنوان وابسته ترين عوامل، نوعي «اثر پاك» توليد كرده اند. اين محصول به هر حال بهترين اثر گروه نبود و زحمت زيادی براي آن متحمل نشده بودند. چيزي كه بعد از اون ادامه پيدا كرد تغيير بزرگ ديگري بود، با « Alternative 4 » در سال 1998 كه به خاطر اين كه يك آناتماي بسيار متفاوت رو نشان داده بود تقريباً مي تونست يك مجموعه ي معرف باشه. Alternative 4 يه جهت پيچيده تري در آهنگ ها ،نشون داد، كه از نظر هم آوايي هنوز سنگينيشون رو حفظ مي كنه. صداي وينسنت در اين ضبط مي درخشه.خالقين اين اثر همگي بر اين عقيده بودند كه « Alternative 4» يه جواهر بود، يه سرود مذهبي شوم كه مي تونست تمام هواداران متال رو با هر نوع زير شاخه ی خاص مورد علاقه شون جذب كنه. بعد نوازنده باس دانكن پترسون گروه را ترك گفت.
با پيوستن يه نوازنده ي جديد باس به اونا به نام ديو پايبوس و با بازگشت جان داگلاس نوازنده ي پيشين درامز در سال 1999 گروه متحمل برخي تغييرات آرايش شد.
همراه با اين تغييرات گروه ، نشانش هم تغيير كرد و اون رو براي نشان موسيقي ملي ثبت كردند. آناتما در ايتاليا بر صدر پر قروش هاي ايتاليا نشست،تا جايي كه اونا « Judgement» رو ضبط كردند كه شايد بهترين مجموعه ي آناتما تا كنون باشه. اين اثر آناتما رو به عنوان يه نيروي ارزيابي شده و نوعي چشم انداز آوايي نشون داد كه با خيال انگيزي تاريكي همراه بود.

هنوز گروه با باز آفريني خودش و در سال 2001 با كمك گران قدر «لز اسميت» اداره مي شد؛ در اون زمان آناتما نزديك شدن به شيوه هاي نوين تر رو به نمايش گذاشت، بدون شاخص هاي سنتي و كه
پيشروي (پراگرسيو) را با شومي (دوم) به هم مي آميخت و آخرشم به مقام خلق ابتكاري نايل اومد كه متفاوت از پيش رويه
….!
زماني كه گروه سعي مي كرد يه نوازنده ي باس دائمي پیدا کنه ديو پايبوس گروه رو ترك كرد و جرج رابرتز به جاي او اومد. به زودي گروه دو مجموعه ي گرد آوري شده از بهترين آهنگ هاي خودش رو با نام « Resonance 1» و « Resonance 2» و مجموعه ي 2003 رو به نام « A Natural Disaster » منتشر كرد كه با سلسله اجراهاي زنده ي اونا همراه شد. ضبط اين اجراها يك مجموعه رو توليد كرد كه با نام «were you there » به صورت dvd رسمی گروه منتشر شد.

….

One Last Goodbye

يك خدا حافظي آخر – آهنگ مورد علاقه من از گرو آنادما(آناتما)ا

How I needed you

چقدر بهت نیاز دارم
How I grieve now you’re gone

چقدر غمگینم ، تو رفتی!
In my dreams I see you

در خیالاتم تورو می بینم
I awake so alone

بیدار که میشم تنهای تنهام

I know you didn’t want to leave

میدونم که نمیخواستی منو ترک کنی
Your heart yearned to stay

قلبیت شوق موندن داشت
But the strength I always loved in you

اما اون عشق پر قدرتی که نسبت به تو داشتم
Finally gave way

در آخر تسلیم شد!

Somehow I knew you would leave me this way

به طریقی فکر میکردم که یک روز من رو اینطور ترک کنی
Somehow I knew you could never.. never stay

به طریقی میدونستم که هرگز. . .هرگز پیشم نمیمونی
And in the early morning light

و در روشنایی یک صبح زود
After a silent peaceful night

و بعد از سکوت آرام بخش شب
You took my heart away

تو قلبم رو با خودت بردی
And I grieve

و من غمگینم

In my dreams I can see you

میتونم در رویا هام ببینمت

I can tell you how I feel

میتونم بهت بگم که چه احساسی دارم
In my dreams I can hold you

میتونم تو رویا هام در آغوشت بگیرم
And it feels so real

و این احساس کاملا طبیعیه

I still feel the pain

هنوز درد(جداییت) رو احساس می کنم
I still feel your love

هنوز عشقت رو احساس می کنم
I still feel the pain

هنوز درد(جداییت) رو احساس می کنم
I still feel your love

هنوز عشقت رو احساس می کنم

And somehow I knew you could never, never stay

به طریقی میدونستم که هرگز. . .هرگز پیشم نمیمونی
And somehow I knew you would leave me

به طریقی فکر میکردم که یک روز من رو ترک کنی
And in the early morning light

و در روشنایی یک صبح زود
After a silent peaceful night

و بعد از سکوت آرام بخش شب
You took my heart away

تو قلبم رو با خودت بردی

I wished, I wished you could have stayed

ای کاش، ای کاش میشد بمونی. . .

Advertisements

About this entry