فارنهایت 451

شنبه 31 فروردين -راه و ساختمان
..
در آستانه ارديبهشت ماه هستم …يادم مياد «سارا» كه اولين دوست دخترم بود …سالهاي سال پيش هميشه بهم ميگفت كه بهار بدترين فصل تو و ارديبهشت هم بدترين ماه براي تو هست …به گذشته كه نگاه ميكنم و سالهاي دور ميبينم كه سارا حق داشت …با اينكه متولد ارديبهشت ماه هستم ..اون زمانها هيچ حال خوبي توي اين ماه نداشتم ..اما امروز كه سالها ميگذره ميبينم كه ديگه اثري از آشفتگي ارديبهشتي من نمونده ..فقط گاهي اين ماه ياد آور خاطرات تلخ و شيريني براي منه …راستي سارا براي خودش دختر بزرگي شده و داره دكتراي فيزيك ميگيره و استاد دانشگاه شده …راستش رو بخواي خيلي براش خوشحالم…گاهي لطف داره بهم زنگ ميزنه و حالمو ميپرسه…خوب ما باهم سالهاي درازي دوست بوديم …وفكر ميكنم اين دختر چه تحملي داشت…ا
داشتم داستان «باران نم نم خواهد باريد» اثر «ري برادبري» رو ميخوندم …برادبري در ژانر افسانه هاي علمي فلسفي جايگاهي بسيار با ارزش داره …كه اونو حتي از آرتور سي كلارك هم در جايگاه بالاتري قرار ميده…بردبري را شاعر پيشگويي هاي شوم مي دونند …نام وي راهمطراز با «استانيسلاو لم» (نويسنده فيلمنامه سولاريس -تاركوفسكسي) و «اچ جي ولز» و «آلدوس هاكسلي» قرار ميدهند
فارنهايت 451 يكي از معروف ترين آثار اوست كه در سال 1966 توسط «فرانسوا تروفو«كارگردان موج نو فرانسه به فيلم تبديل شد
Ray Bradbury
http://en.wikipedia.org/wiki/Ray_Bradbury
كتاب فارنهايت 451
http://en.wikipedia.org/wiki/Fahrenheit_451
فيلم فارنهايت 451
http://www.imdb.com/title/tt0060390/
François Truffaut
http://www.imdb.com/name/nm0000076/
فارنهايت 451
فيلمي برگرفته از رمان مشهور ري برادبري كه نويسنده اي صاحب سبك در داستانهاي تخيلي است. نام كتاب اشاره به دمايي دارد كه در آن كتابها مشتعل مي شوند. فرانسوا تروفو ، كارگردان موج نوي فرانسه، اين فيلم را با نقش آفريني جولي كريستي و اسكار ورنر در سال 1966 به روي پرده برد. روايتي از شهري خيالي كه در آن توليد، مطالعه، و نگهداري كتاب به هر شكل ممنوع است . وظيفه يافتن و نابودكردن كتاب بر عهده ماموراني است كه مامور آتش نام دارند و در هر مخفيگاه و خانه اي به دنبال كتابهايي هستند كه از گذشته نزد افراد مانده است. نابودي كتابها توسط دستگاهي صورت مي گيرد كه دماي محل را به 451 درجه فارنهايت مي رساند : دمايي كه كاغذ خود به خود شعله ور شده و اثري از آن باقي نمي ماند.
مانتاگ كه مامور آتشي وظيفه شناس و بسيار جدي است ، در انجام يكي از ماموريت هاي خويش با زني برخورد مي كند كه براي نجات كتابها ، جان خود را فدا مي كند. اين واقعه بر او تاثير عميقي مي گذارد. مانتاگ براي اولين بار كتابي را برداشته و آن را ورق مي زند : سرگذشت ديويد كاپرفيلد نوشته چارلز ديكنز. تمركز دوربين بر روي صفحه عنوان كتاب ، سكانسي به يادماندني براي كتابداران و كتابدوستان است. مانتاگ با راهنمايي معلمي روشنفكر، مسير زندگي خود را عوض كرده، به گروهي مي پيوندد كه براي حفاظت از كتابها ابتكاري عجيب به خرج داده اند. در اين گروه هر شخص نقش يك كتاب را دارد. يعني هر فردي با حفظ كردن و به خاطر سپردن مطالب يك كتاب، نام آن كتاب را بر خود نهاده است.
براي نوشتن اين متن از نوشته هاي آقاي غلامرضا اميرخاني در نشريه شيرازه استفاده شده است
Advertisements

About this entry