بنفشه هاي باغچه

دوشنبه نوزدهم فروردين ماه – راه و ساختمان
….
امروز بنفشه هاي باغچه خيلي سرحال و دوست داشتني تر بودند…هوا خوب . آرام و دلچسب بود
طرفهاي غروب مهندس نازنين الف سر و كلش پيدا شد …يكمي كار داشتيم كه جمع و جورش كرديم بعدم رفت …راستي طبع شعر نازنين هم بدك نيست …گاهي اوقات شعرهاي قشنگي ميگه…البته
وبلاگ نازنين
http://www.nazidokht.blogspot.com
شلوار زيپ دار – بنظر من يكي از بهترين اشعارشه كه مطمئنم كه «مهسا»(بگردين تو كامنتهاي صفحه م ردپاشو ميبينين) ازش خوشش مياد و البته همه خانوماي فمنيست..و شبه فمنيست

بلد شدیم فقط اسم مردانگی را یدک بکشیم
و هی زیپ شلوارمان را بالا بیاوریم .
با افتخار بگوییم :
من مردم
حرفم دو تا نمی شود

و چه زود دستمان رو می شود
یدک کشمان از حال میرود
و زیپمان بالا نمی آید
یادمان باشد
مردانگی به شلوار زیپ دار نیست

بعد از نازنين «دكتر سعيده خ» بهم سر زد و احوالمو پرسيد كه نيم ساعت پيش رفت …چندتا كتاب و سي دي اورده بود برام ..معمولا بمن خيلي لطف داره…چاييشو بعلاوه همه بيسكوييتهاي شكري «پوريا» خورد …و رفت …
امروز همش به بنفشه هاي باغچه فكر ميكردم… بخشي از شعر «بيست و دو» سروده » احمد رضا احمدي» رو خيلي دوست دارم
درباره احمد رضا احمدي
http://ahmadreza-ahmadi.blogfa.com/
….
نشانی خانه خویش را گم کرده ایم
لطف بنفشه را می دانیم
اما دیگر بنفشه را هم نگاه نمی کنیم
ما نمی دانیم
شاید در کنار بنفشه
دشنه ای را به خاک سپرده باشند
باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید باران
..
ما
من و تو
چتر را در یک روز بارانی
در یک مغازه که به تماشای
گلهای مصنوعی
رفته بودیم
گم کردیم
……….
….
باز بي تاب شدم
……
Advertisements

About this entry