جهالت سردبیر

چهارشنبه 7 فروردين 87-اتوبان حكيم
….
آدر نالين خونم نميدونم روي چند صد هزاره …از بعد از ظهر مشغول «ريس خيابوني» بودم اينقدر گاز دادم و لايي كشيدم كه زانوهام زق زق ميكنه چه حالي داره رانندگي فجيع…هميشه عاشقشم و چيزيه كه ميتونه تا حد بي نهايت منو ارضا…كنه…ديونه ماشيناي اسپرت و تيونينگ شدم و ديوونه شرط بندي سر «درگ» و «ريس خيابوني» خيلي خوش گذشت …بعدشم رفتيم با بچه ها تعميرگاه «تاپ فيول» واسه عيد مباركي …بچه هاي كلوپ رو يه ماهي ازشون بي خبر بودم ….مثل مسعود911..وحيد ويپور…علي زنر….مصي…پرهام205…عزراييل…وحيد هانتر…وخودم
كلي خوش گذشت و خنديديم
خلاصه زنده باد خودمون..كه تعطيلات اتوباناي تهران قرق خودمونه
ريس خيابوني Street Race
http://en.wikipedia.org/wiki/Street_race
امشب «جهالت» كوندرا رو هم تموم ميكنمو فقط كتب «عشقهاي خنده دار» باقي ميمونه كه هنوز به خودم خوندنشو بدهكارم تا همه كتابهاي كوندرا رو خونده باشم …راستي» تاريخ فلسفه»» ويل دورانت» هم جلد دومش داره تموم ميشه..فكر كنم بعدش برم سراغ كتاب «تاريخ فلسفه غرب» «برتراند راسل» …براي شناخت بيشتر ا»هگل» بهش احتياج دارم…
Bertrand Russell
http://en.wikipedia.org/wiki/Bertrand_Russell
كتاب تاريخ فلسفه غرب
http://en.wikipedia.org/wiki/History_of_Western_Philosophy_%28Russell%29
Advertisements

About this entry