Entry for March 25, 2008

ساعت ده ونيم شب ششم فروردين-دفتر راه و ساختمان
….
نزديك يكماه ونيم اقامت در دفتر كارم …اگر صادقانه بگم …بشدت منرو فرسوده كرده…خوب… خيلي از امكاناتي رو كه داشتم تحت هيچ عنوان در دسترسم نيست…م…
دارم بعد از 5 سال ترك ورزش دوباره ورزش رو شروع ميكنم…فكر ميكنم كه در شرايط فعلي براي روحيم ..خوب باشه …يواش يواش بايد به فكر روبراه كردن شرايط دفتر باشم …چون كارمندهام كم كم از چند روز ديگه سرو كله شون پيدا ميشه..
و اما از باغچه …حال باغچه دفتر روز به روز بهتر ميشه و در سخت ترين شرايط …بهترين تسكين دهنده براي منه…گلها رو دوست دارم …خيلي زياد..
امروز كمي خسته ام …خيلي دستم به نوشتن نميره…ميدونم كه بايد صبركنم…فردا حتما» (شايد) روز بهتري باشد
Advertisements

About this entry