Entry for March 20, 2008

اول فروردين 1387 -ماهنامه راه و ساختمان
..
نوروزتان خجسته …عيدتان مبارك …از 12 شب ديشب تا الان كه 11 صبحه بيشتر از 700تا اس ام اس تبريك …سال نو برام اومده …اونم با بيمزه ترين و تكراري ترين متن هاي ممكن …چاپلوسانه …محافظه كارانه….يادش بخير …قديم ترا …ميخواستيم تبريك بگيم حداقل زنگ ميزديم …كه صداي دوستامونو بشنويم …يا دو..سه خط براشون كارت مينوشتيم وپست ميكرديم …الان يك متن تكراري رو براي 500 نفر توي فون بوكمون …سند تو آل…ميكنيم …اسمشم ميذاريم به يادت بودم
.
امروز اولين روز بهاره …از خواب كه بيدار شدم ..يكراست رفتم توي حيات ..كنار باغچه …عجب آفتاب زيبايي بود …خيلي زيبا بود….اينهم از بهار عجيب و غير منتظره من در مجله راه و ساختمان…سال نو همگي خوش و دلنشين
..
بهار را باور كن
باز کن پنجرهها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
….فريدون مشيري
Advertisements

About this entry