Entry for March 18, 2008

نگاه كنيد ..اجداد من اين مرد رو به خاطر عشق به ميهنش محاكمه كردند
ساعت سه ونيم …روز چهاشنبه سوري …دفتر راه و ساختمان
امروز به اتفاق اميرپيوند رفتيم سازمان نظام مهندسي …كه متاسفانه كارمون موكول به اونور سال شد…خوب اين ازخصوصيات زندگي در يك كشور جهان سومه…نه ؟ …گله اي نيست…انتخاب خودمه و اينجا رو با تمام مشخصات زيبا و زشتش عاشقانه دوست دارم
صحبت از عشق به ميهن …شد…عشق به ميهن ..فردا 29 اسفند و روز ملي شدن صنعت نفته ….مرحوم دكتر محمد مصدق (كه يكي از دوست داشتني هاي من هم هست) مردي بود كه عاشق كشورش بود…يك عاشق واقعي
اينكه عشق چي هست و چه ماهيتي داره …حتي فلاسفه بزرگي مثل «هيوم» و «كانت» هم هرگز نتونستند تعريفي براش پيدا كنند …بعضي از معاني بزرگتر از دايره خرد و منطقه …جايي هست كه هيچ توضيحي نيست..هيچ دليلي نيست …يعني چيزي بالاتر از اينهاست…ميتونيم خيلي ساده ناديدش بگيريم وبگذريم….ميتونيم ازش لذت ببريم….خليليها راه اول رو انتخاب ميكنند ..وميگذرند…اما همونطور كه «كانت » در كتاب «نقد عقل محض» نوشته …منطق ميتونه يكي از خطرناكترين دشمنان بشر باشه
بگذريم …
برم …گلهاي باغچه رو آب بدم
زندگي رسم خوشاينديست
Advertisements

About this entry