Entry for March 12, 2008

ساعت پنج عصر
يكساعتي ميشه كه چمدونم رو بعد از چند روز باز كردم …وسايلم و لباسام رو گذاشتم توي كمد اتاق بازرگاني…ديگه وقتش بود كه چمدونم رو خالي كنم…روز ساكتي بود …حياط مجله رو شستم و باغچه را آب دادم …خيلي اين كارو دوست دارم …يواش يواش درختاي توي باغچه دارن جوونه ميزنند …امسال بهار قشنگي داريم.
تهران با همه وجودش داره خودشو براي فرارسيدن بهار و نوروز آماده ميكنه …بايد به فكر يك هفت سين هم باشم ….
….

به بهارکوچ خواهم کرد

چون دلم در عطش یک نفس جاودانیست

نیک می دانم که هوا بارانیست

ونگاه آسمان درپس آن همه ابر زندانیست

من ولی کوچ خواهم کرد

و بهار را به شما خواهم داد

Advertisements

About this entry