Entry for March 08, 2008

سايه ها

Catalina CHERVIN
Materials: Derben Pencil on Strathmore Bistol Paper
Country of Origin: Argentina

ساعت ده شب شنبه ..يك شب ديگه از آخر امسال ….
آب را ريختم داخل كتري تا جوش بياد و چاي دم كنم …جديدا سيگار بهمن ميكشم…يكجورايي طعم تلخش را دوست دارم …خدابيامرز پدرم هميشه ميگفت زندگي طعمش تلخ و شيرينه ( يعني ملس)..امشب از اين تعطيلات طولاني خسته شدم …خيلي هم خسته شدم …امشب ميخواستم به حميد سربزنم كه نشد
…..
عجيب دلم براي اون شب برفي تنگ شده…عجيب دلم تنگ شده
……….
…..
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمي ,عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد…
هيچ كس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت…

بايد امشب بروم .
بايد امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست.
رو به آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند..
Advertisements

About this entry