Entry for March 04, 2008

ساعت 4.5 صبحه و من هنوز نتونستم ..بخوابم ..بعضي مواقع هيچ چيز بيانگر احساس شادي كه دارم نميتونه با شه ..
يك شعر از شاعر مورد علاقم …دكتر شفيعي كدكني…

آبي
لحظه ی خوب
لحظه ی ناب
لحظه ی آبی صبح اسفند
لحظه ی ابرهای شناور
لحظه ای روشن و ژرف و جاری
حاصل معنی جمله ی آب
لحظه ای که در آن خنده هایت
جذبه را تا صنوبر رسانید
لحظه ی آبی باغ بیدار
لحظه ی روشن و نغز دیدار

.داشتم آهنگ «سواري با كينگ» از آلبوم مشترك بي بي كينگ و اريك كلاپتون رو گوش ميكردم.
اگر ميخوايد بيشتر در مورد اريك كلاپتون بدونيد:
http://en.wikipedia.org/wiki/Eric_Clapton
و در مورد بي بي كينگ بزرگ و فراموش نشدني:
http://en.wikipedia.org/wiki/B.B._King
و همينطور آلبوم فوق العاده اين دو نفر بنام » سواري با شاه (مقصود كينگ)» ميتونيد اينجا رو بخونيد:
http://en.wikipedia.org/wiki/Riding_with_the_King_%28B._B._King_and_Eric_Clapton_album%29
Advertisements

About this entry