Entry for February 27, 2008

ساعت 11 رسيدم خونه …سرراه رفتم هايدا براي خودم يك ساندويچ كالباس خريدم ساندويچ كالباس خيلي دوست دارم ..البته بعد از پيتزاي پپروني و مكزيكي …امروز 1 هفته از رفتن سيما ميگذره ..فردا شب فكر كنم برم خونه پيوند …تا با هم چندتا پيك بزنيم..راستي تا حالا مالبرو قرمز كشيدين؟ (دارم تشويقتون ميكنم ها ها ) بنظر من بعد از پيپ بهترين سيگاره ..اگرچه اونهم مثل خيلي چيزها اين روزها اصلش به زحمت پيدا ميشه …ديشب با دختر عموم شادي توي آلمان صحبت كردم ..20 سال بود ازش بيخبر بودم ( از 12 سالگي) حالش خوب بود …ولي غمگين بود …و من نميتونستم كاري بكنم … بعد از 20 سال چي ميتونستم بهش بگم ؟ بگم دلم برات تنگ شده بود …!! الان ميخوام برم يك چايي دم كنم
..
Advertisements

About this entry